لطف‌الله میثمی/مدیر مسئول

بیاییم مردم ایران را باور کنیم

به کانال چشم‌انداز ایران بپیوندید

در شماره‌های پیشین و به‌ویژه در دو شماره اخیر نشریه، به انباشت نارضایتی‌ها و حالت خوداشتعالی (Autoignition) مردم اشاره شده بود. |
چرا جوانانی که پس از انقلاب به دنیا آمده و تحت آموزش‌های دبستان، دبیرستان و دانشگاه‌های کشورمان بوده‌اند با فراخوانی خارج از کشور، تحت‌تأثیر قرار گرفتند که منجر به حادثه هولناک ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ شد و همه ملت ما را داغدار کرد؛ حادثه‌ای که هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. تمامی ملت به‌ویژه فرهیختگان جامعه مدنی باید امروز، فردا و در آینده به ریشه‌یابی این امر مهم بپردازند. به نظر می‌رسد یکی از مؤلفه‌های مؤثر در این حادثه هولناک، حذف نیروهای اجتماعی واسط در معادلات کشور است.
برای تقریب به ذهن می‌توان به مبارزات دهقان‌های شرق اصفهان برای دستیابی به حقابه زاینده‌رود اشاره کرد؛ حقابه‌ای که حتی در مهریه همسران آن‌ها هم لحاظ شده است. این مبارزات سال‌ها طول کشید تا اینکه به تظاهرات ۲۰۰ هزار نفری تبدیل شد و مردم اصفهان و حتی نیروی انتظامی از آن حمایت کردند.
مسئولان رده‌بالای مملکت هم از حق آن‌ها دفاع کردند و قول دادند که این موضوع پیگیری و جبران خواهد شد. برخی از جوانان مدعی بودند که ما باید در رودخانه بنشینیم تا آب جریان پیدا کند، این در حالی بود که به اجماع کارشناسان، آب کافی پشت سد حتی برای مصرف خانگی و آشامیدنی نبود.
کار به جایی رسید که با گلوله‌های ساچمه‌ای، افرادی مجروح و نابینا شدند که این اقدام بسیار جانکاه بود. آثار منفی این ضربات به‌گونه‌ای بود که دهقان‌های شرق اصفهان در حرکت و جنبش‌های بعدی شرکت نداشتند. برای پیشگیری از اینکه تظاهرات به شورش نافرجام تبدیل نشود، مصلحت این بود که نیروهای واسط که به کنشگری در اصفهان شناخته شده بودند دخالت کرده و مانع چپ‌روی شوند، به‌ویژه که شعار «بمانیم تا آب در بستر زاینده‌رود جاری شود» شعار واقعی و عملی نبود.
این نیروها می‌گفتند که اگر ما وارد میدان شویم به ماجراجویی و شورش متهم می‌شویم.
در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نیز نیروی‌های کنشگر واسط و شناخته‌شده، آن‌چنان حذف شده بودند که نتوانستند تأثیری بر پیشگیری این وقایع بگذارند.
برخی معتقدند که این جوانان ناراضی به حدی از نارضایتی رسیده که به تنگ آمده بودند و با هر شعاری به میدان می‌آمدند و کاری به منشأ و ارزیابی آن نداشتند. آیا اگر جوانی آن‌چنان افسرده شود که بخواهد خودکشی کند، وظیفه نیروهای واسط این نیست که به هر شکلی مانع کار او شوند؟ این درست نیست که خودمان را از مسئولیت مبرا بدانیم..
در واقعه 18 تیر 1378 زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی همراه با زنده‌یادان دیگری چون دکتر رضا رئیس‌طوسی و محمد بسته‌نگار در محل کوی دانشگاه حاضر شده و با دانشجویانی که به‌شدت آسیب‌دیده و مجروح شده بودند وارد گفت‌وگو شدند. از دانشجویان خواستند که در کوی دانشگاه بمانند و اعتراض کنند ولی دامنه اعتراضات را به خیابان نکشند. برخی از دانشجویان به مهندس گفتند چه کسی به تو فرمان داده که بیایی و ما را آرام کنی؟ ایشان به‌آرامی پاسخ داد که: پنجاه سال تجربه سیاسی -راهبردی و احساس مسئولیت مرا فرمان داده تا به اینجا بیایم و مصلحت امروز را یادآور شوم.
گرچه بخشی از دانشجویان به توصیه‌های او گوش ندادند ولی قاطبه دانشجویان متوجه دلسوزی مهندس شدند.
مؤلفه دیگری که می‌توانست مانع وقایع دردناک 18 و 19 دی 1404 شود، نیروهای انتظامی و امنیتی و در رأس آن‌ها شورای عالی امنیت ملی بود. این‌ها می‌توانستند پس از دریافت فراخوان شبانه رضا پهلوی در راستای تصرف و تخریب و سیاست‌های خارجی و ماهواره‌های هماهنگ با آن، فرصتی داشته باشند که با تبلیغات فراگیر مردم را هوشیار کرده و یا با حکومت نظامی یا حداقل با ماشین آبپاش و گاز اشک‌آور آن‌ها را پراکنده کنند، نه با گلوله‌های جنگی.
علی‌رغم نارضایتی‌های مردمی که در نقطه‌عطف‌های مختلف به‌منصه بروز رسیده، دیدیم در جریان تجاوزهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا، مردم نه‌تنها به نفع متجاوز اقدامی نکردند، بلکه در امر دفاع از ایران جانانه ایستادند و زیر موشک‌باران زندگی جان‌به‌کف را تجربه کردند. در پی این مقاومت‌ها بود که مقام رهبری نیز آن را پیروزی نامیدند. ارزیابی برخی این بود اگر مردم در تجاوز ۱۲ روزه تماشاگر بودند، اما در تجاوز بعدی بازیگر خواهند بود و به نفع متجاوز وارد عمل خواهند شد، ولی آن پیش‌بینی هم تحقق نیافت.
#تاب_آوری
#جنبش_های_اجتماعی
#لطف_الله_میثمی
#سرمقاله

مطالب مرتبط

رائد سلها: مترجم علی سرداری

گراهام این پیشنهاد را نادیده گرفتن تاریخ طولانی اعتراضات مردمی فرانسه توصیف می‌کند و خاطرنشان می‌سازد فرانسوی‌ها برای یادگیری تظاهرات در خیابان‌ها نیازی به مهاجران ندارند؛ چرا که اعتراضات و اعتصابات، قرن‌ها بخش ثابتی از زندگی سیاسی فرانسه را تشکیل داده است.

بینی آدامچاک

شاهزاده‌ها با بی‌قراری نقشه کشیدند که چه‌طور آن‌ها هم می‌توانند مانند تاجران ثروتمند شوند. اما تنها چیزی که آن‌ها مالک آن بودند زمینی بود که دهقان‌ها در آن زندگی می‌کردند، و شلغم‌هایی که دهقان‌ها در زمین می‌پروراندند هرگز چنین پول زیادی نصیب آنان نمی‌کرد. پول بیش‌تر می‌توانست از پشم گوسفند به‌دست آید که در آن زمان در اروپا ارزشمند بود. و بنابراین شاهزاده‌ها تمام زیردستان خود را فراخواندند و به ایشان دستور دادند که از کشت شلغم دست بکشند و به جای آن در همه جا به پرورش گوسفند بپردازند.

#چشم‌انداز

نئولیبرالیسم با تقدیس رقابت و مسئولیت فردی، شکست‌های ساختاری نظام را به ناتوانی افراد نسبت می‌دهد. فقر به فقدان شایستگی، بیکاری به ضعف مهارت و محرومیت اجتماعی به انتخاب‌های شخصی تقلیل می‌یابد تا تضادهای طبقاتی از نظر پنهان بمانند. به این ترتیب، ایدئولوژی نئولیبرال با طبیعی جلوه دادن نابرابری، استثمار را از یک رابطه تاریخی و اجتماعی به ضرورتی ظاهراً اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند. جهانی‌سازی سرمایه نیز با گسترش آزادی جابه‌جایی سرمایه و تحمیل رقابت بین‌المللی بر نیروی کار، مناسبات وابستگی و نابرابری میان مرکز و پیرامون نظام جهانی را بازتولید می‌کند.