بشیر البکر:نترجم علی سرداری

میانه‌بازی آمریکا و ایران زاویه‌ها

به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از مجموعه اظهارات متناقض خود خسته شده است؛ بنابراین معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، را بر آن داشته تا در فصاحت و بلاغت تلاش کند. ونس بیانیه‌ای صادر کرد که به جای روشن کردن اوضاع، ابهام بیشتری به آن افزود. او، از جمله، گفت که ما اکنون «در میانه بازی» هستیم. توضیح داد که ایران به ایالات متحده اطلاع داده است که از کشتی‌ها در تنگه هرمز عوارض دریافت نخواهد کرد، اما واشنگتن از صداقت این تعهد مطمئن نیست. افزود که ایران به ایالات متحده اطلاع داده است که اجازه عبور نفت از تنگه را می‌دهد، اما واشنگتن به این تعهد نیز اعتماد ندارد. او در ادامه به ذکر این تناقضات پرداخت: ایران به واشنگتن اطلاع داده است که به کشتی‌های عبوری شلیک نخواهد کرد، در حالی که واشنگتن در حال تهیه طرحی برای محافظت از ناوبری در تنگه است.
بنابراین، هر بار که ونس در جریان درگیری نکته‌ای را فاش می‌کرد، در جمله بعدی آن را نقض می‌کرد. وعده‌های ایران با تردید آمریکایی‌ها مواجه می‌شود و پس از اطمینان‌بخشی‌ها، آمادگی برای ارائه حفاظت وجود دارد. با این حال، ماهیت واقعی بازی ــ چه نیمه گذشته و چه نیمه باقی‌مانده ــ همچنان نامشخص است. بدون شک این بازی در فضای میان جنگ و کاهش تنش در حال انجام است، اما جهان تاکنون فقط نیمه خالی لیوان را دیده است. اگر طبق این منطق پیش برویم، آنچه قابل مشاهده است چیزی جز یک نشانه شوم نیست و هیچ نشانه‌ای از پیشرفت اوضاع به سمت خروج آبرومندانه از مخمصه‌ای که ایالات متحده خود را در آن گرفتار کرده و جهان را به وضعیتی می‌کشاند که هیچ علاقه‌ای به این تشدید تنش ندارد، ارائه نمی‌دهد.
حداقل می‌توان گفت که واشنگتن اکنون در حال دست‌وپا زدن است و قطب‌نمایی برای رهایی خود از تنگه هرمز ندارد. مشخص شده است که موضوع بازگشایی تنگه هرمز در یک چرخه معیوب گیر کرده است. ایالات متحده رویکردهای مختلفی را برای تثبیت جایگاه خود امتحان کرده، اما تنها یک روز مانده به مهلت ۶۰ روزه مندرج در یادداشت تفاهم (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶)، هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. هر بار که ایالات متحده در مورد یک موضوع انعطاف‌پذیری نشان می‌دهد، ایران شرط جدیدی به میز مذاکره اضافه می‌کند و مسیر سازش را پیچیده‌تر می‌سازد. بن‌بست به واقعیت غالب تبدیل شده و سه احتمال باقی مانده است: توقف موقت، امتیازات متقابل یا انفجار جدید خشونت.
در حال حاضر، یک توافق جزئی و موقت محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد. اطلاعات درز کرده از مذاکرات و تلاش‌های میانجیگری نشان می‌دهد که هر دو طرف اکنون به لزوم اجرای مرحله‌ای توافق متقاعد شده‌اند. مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی منطقه‌ای ایران به تعویق افتاده است و اکنون تمرکز صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز است. اما تهران بر این اساس مذاکره می‌کند که این اتفاق به یکباره رخ نخواهد داد و اوضاع بدون هیچ شرطی به وضعیت قبلی باز نخواهد گشت. در عوض، واشنگتن را تحت فشار قرار می‌دهد تا امتیازاتی بدهد که امکان توافق تدریجی را فراهم کند؛ توافقی که با تضمین عدم هدف قرار گرفتن کشتی‌ها آغاز می‌شود و سپس به سمت تفاهم در مورد تعرفه‌ها و تحریم‌ها پیش می‌رود.
از آنجا که این بن‌بست دیگر صرفاً فنی نیست، دو طرف می‌توانند به توافقات موقتی برسند که در آن به نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام مطیع شرایط دیگری باشند. واشنگتن در جنگ خود پیروز نمی‌شد و تهران نیز شکست نمی‌خورد. در عوض، تهران می‌تواند با حفظ کنترل تنگه هرمز به دستاورد قابل توجهی دست یابد، در حالی که واشنگتن در نهایت به هدف خود یعنی ازسرگیری ناوبری از طریق تنگه دست می‌یابد، اما بدون اینکه به نظر برسد تحت فشار ایران مجبور به عقب‌نشینی شده است. در این سناریو، تعداد بیشتری از کشتی‌ها می‌توانند از این تنگه عبور کنند و فشار بر اقتصاد جهانی، به‌ویژه بازار نفت، کاهش یابد. با این حال، این بدان معنا نیست که مسئله اساسی حل شده است و همچنان ممکن است یک حادثه دریایی رخ دهد و اوضاع را به نقطه اول بازگرداند.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

این تحولات مسائل جدی را برای فلسطینی ها، کشورهای عربی و نظام بین الملل ایجاد می کند که دفاع از راه حل دو کشوری دیگر کافی نیست، در زمانی که اسرائیل در حال قطع اراضی کشور فرضی فلسطین به جزایر است، فلسطینی ها در معرض خشونت مبادله شده بین ارتش، پلیس و شهرک نشینان قرار می گیرند که همگی به عنوان ابزاری برای تغییر جغرافیا، تاریخ و هویت فلسطینی عمل می کنند. کوتاه، از این نظر، هشدار اولیه در مورد آینده است، زیرا الحاق بدون جشن رسمی یا اعلام نقشه های جدید انجام می شود، بلکه گام به گام به دست می آید.

ماهر فرغالی:مترجم علی سرداری

گام دوم در فرآیند نوسازی گفتمان مذهبی، تشخیص زودهنگام نفرت در میان افراط‌گرایان و بازخوانی این متون است. اغلب، برخی از متون به اشتباه تفسیر می‌شوند، حتی تا جایی که به عنوان انگیزه‌های جذاب طبقه‌بندی می‌شوند.
یک مطالعه سازمان ملل متحد سه مسیر برای رادیکال شدن جوانان را شناسایی کرد: انزوای اخلاقی و قرار گرفتن فعال در معرض محتوای افراطی؛ بزهکاری و جستجوی اطلاعات افراطی؛ و انزوای اجتماعی. (مطالعه سازمان ملل متحد، 2021)
تعدادی از تصورات غلط وجود دارد که به ترویج افراط گرایی کمک می‌کند. مبارزه با این تصورات غلط شامل توانبخشی از طریق شناسایی و بررسی مجدد آنهاست:

ممدوح الشیخ :مترجم علی سرداری

منبع دیگر این تفکر، اندیشهٔ متفکران آغاز دوران مدرن است. برای مثال، «نظر منفی ماکیاولی دربارهٔ طبیعت انسان» در مؤلفهٔ دوم نظریهٔ ژاکوبنی منعکس شده است، و ادعای او مبنی بر اینکه زور شرط لازم برای تغییر است، به‌وضوح در «حکومت وحشت» توسط ژاکوبن‌ها پاسخ داده شد.

مطالب پربازدید

مقاله