خالد بريش:مترجم علی سرداری

غزه‌ای که دنیا را تغییر داد

هزار و چهل روز از طوفان الاقصی و عبور از هفتم اکتبر گذشته است؛ روزی که برای ما مانند همه روزها به سرعت سپری شد، اما برای مردم ما در غزه که رنج کشیدند و هنوز هم مصیبت می‌کشند، روزهایی بود سرشار از بمباران، کشتار و محرومیت از لقمه نان، آب، دارو، برق و غیره. هر روزِ آن یک سال، چیزی است که شما در خانه‌های خود با خانواده و تلفن‌های هوشمندتان حساب می‌کنید… اما تغییری که در طول آن رخ داد، در سطح منطقه‌ای و عرصه بین‌المللی، امر آسانی نیست و نمی‌توان آن را به‌سادگی خلاصه کرد. زلزله‌ای سهمگین، ده‌ها درجه در مقیاس ریشتر، جهان را بیدار کرد، جهت‌گیری‌های سیاسی و اخلاقی آن را تغییر داد و ورق را برگرداند؛ بلکه کل منطقه را وارونه کرد. جهان پیش از سیل، آن نبود که پس از آن شد و هرگز به آنچه بود بازنمی‌گردد.
هفتم اکتبر روزی معمولی در تاریخ ملت ما نبوده و نخواهد بود، زیرا نخستین ساعات آن شاهد مهم‌ترین رویداد تاریخ معاصر فلسطین و منطقه عربی، یعنی سیل فراگیر بود. این سیل، مسئله فلسطین را وارد تمام عرصه‌های سیاست جهانی کرد و فلسطین ـ با وجود خواست همه محافل استعماری صهیونیستی ـ به یک بازیگر فعال تبدیل شد. از آن روز، جهان باید آماده می‌شد تا جایی برای بازیکنی باز کند که هیچ‌کس انتظارش را نداشت؛ بازیکنی که دهه‌ها علیه مردمش توطئه کردند و کوشیدند آرمانش را دفن کنند، اما با همه اینها خود را بر صحنه تحمیل کرد. او بازیکنی از نوع و سبک خاص است؛ پولی برای تأمین مالی کمپین‌ها و تبلیغات ندارد. هرچه دارد، خون پاکش، عدالت آرمانش و صداقت و اعتبارش در دفاع از آن است. بازیکن جدید در عرصه سیاست، با وجود همه ترفندها، کارت برنده را در دست دارد.
سیل الاقصی، فلسطین و مسئله آن را به یکی از معیارهایی تبدیل کرد که کشورها بر اساس میزان نزدیکی و دوری از آن ارزیابی می‌شوند؛ حتی ارزیابی نامزدها در مبارزات انتخاباتی در سراسر جهان، به‌ویژه در کشورهایی که پیش‌تر به ما درس دموکراسی و حقوق بشر می‌دادند و در برابر جنایات موجودیت فاشیستی کور و لال می‌شدند. از کامالا هریس در این مورد بپرسید و اینکه به دلیل موضعش در قبال فلسطین و شکستش در جریان حوادث غزه چه بر سر او آمد. این امر بعدها در انتخابات شهرداری نیویورک و پیروزی ممدانی آشکار شد؛ زیرا «کارت فلسطین» دلیل اصلی شکست مخالفان او در خانه سازمان‌های صهیونیستی و قدرت مالی و رسانه‌ای آنها در نیویورک بود. عبدالرحمن السید «عبدال» در میشیگان نیز در همین مسیر است.
این تأثیرگذاری پس از آن روز دیگر محدود به سیاست نیست، بلکه از درِ عریض خود وارد همه عرصه‌ها شده است. در ورزش، فلسطین، پرچم‌هایش و شعار آزادی‌اش بیشترین حضور را در رقابت‌های اخیر جام جهانی پیدا کردند؛ اگرچه فلسطین تیمی ندارد که در مسابقات مقدماتی شرکت کند، اما یکی از مفسران گفت: «از قضا تیم‌ها بازی می‌کنند و فلسطین پیروز می‌شود…!» در فرهنگ، سینما، تئاتر، شعر و رمان، فلسطین به‌زور وارد میدان شد؛ همان‌گونه که جوانانش در صبح آن روز باشکوه یورش بردند. نویسندگان و شاعران سراسر جهان شروع به تقدیم نوشته‌های خود به فلسطین و مردم آن کردند. فلسطین در تمامی جشنواره‌های فیلم و تئاتر حضور یافته، پرچمش برافراشته می‌شود و جوایزی از سوی هنرمندان بزرگ بین‌المللی به آن و فرزندانش اهدا می‌شود، بدون ترس از سازمان‌های صهیونیستی که در اصل پروژه‌های سینمایی و تئاتری را تأمین مالی می‌کنند. حتی در جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان در دورترین نقاط زمین، دانشجویان موفقیت‌های خود را به فلسطین تقدیم می‌کنند و پرچمش را برافراشته نگه می‌دارند. دیدن پرچم فلسطین بر بالکن‌ها و پنجره‌ها در شهرها و روستاهای اروپایی دیگر تعجب‌آور نیست و حضور آن در تظاهرات کارگری، حتی در مطالباتی که در وهله اول ارتباطی با آرمان فلسطین ندارند، امری رایج شده است.
مسئله فلسطین نه تنها از اعماق گود بیرون آمد، بلکه به خط مقدم مسائل جهانی پرید و بر کتاب همه فعالان قرار گرفت.
کشورها بودجه‌های هنگفتی خرج می‌کنند ـ گاه بیش از هزینه‌های آموزشی ـ تا وجهه خود را در برابر جهان بهبود بخشند. برخی از آنها علاوه بر تسلط سازمان‌های بین‌المللی صهیونیستی بر رسانه‌های جهانی، از تخصص رژیم صهیونیستی در این زمینه بهره می‌بردند، زیرا این رژیم از شبکه‌ای بی‌رقیب از روابط بین‌المللی برخوردار بود. اما پس از هفتم اکتبر، آرمان فلسطین نه تنها از اعماق گودال سربرآورد، بلکه به خط مقدم مسائل جهانی پرید و بر سر کتاب‌های فعالان و مردم شریف جهان قرار گرفت. بسیاری از کشورهای اروپایی، غربی و حتی عربی از تخصص نهاد غاصب، به‌ویژه سازمان اطلاعاتی موساد، استفاده می‌کردند و از گزارش‌ها و روش‌های جاسوسی آن بهره می‌بردند، زیرا آن را قدرتمندترین سازمان اطلاعاتی جهان می‌دانستند. با این حال، پس از آنکه آب از میان انگشتان ژنرال‌هایش در هفتم اکتبر عبور کرد و قهرمانان بدون آن دانسته یا دیده عبور کردند، این نهاد دیگر در هیچ چیز ـ حتی در «کوشاری»، آن‌گونه که در مصر می‌گویند ـ مرجع نبود؛ به‌ویژه …! پس از توصیه اخیرش به ترامپ درباره جنگ با ایران که سقوط رژیم ایران را در چند ساعت وعده داده بود
از زمان امضای توافق آتش‌بس، ترامپ ابتکار صلح خود در غزه را در یک نمایش جشن اعلام کرد و سپس با قطعنامه 2803 شورای امنیت از آن حمایت شد. موجود غاصب نهایت تلاش خود را می‌کند تا این ابتکار را از محتوای آن خالی کند و آن را کاملاً به نفع خود تغییر دهد؛ همچنین برنامه‌هایی برای جذب جزر و مد مردمی و همبستگی جهانی ناشی از سیل مبارک الاقصی تدوین می‌کند. مهم‌تر از همه، موجودیت غاصب با همکاری رژیم‌های غربی و برخی رژیم‌های عربی، از طریق بازوهای رسانه‌ای تحت کنترل خود و آمریکا، تلاش شدیدی برای شکستن احساس عزت‌نفس و پیروزی ایجادشده در میان فلسطینی‌ها انجام می‌دهد؛ همچنین می‌کوشد روحیه اعتمادبه‌نفس و مصونیت روانی و معنوی ایجادشده در میان مردم مظلوم عرب را از بین ببرد؛ روحیه‌ای که پس از سال‌ها ناامیدی، سیل الاقصی آن را بازگرداند و این احساس را ایجاد کرد که «ما می‌توانیم.»
صحبت از ظلم یهودیان و هولوکاست در برنامه‌های درسی غرب گنجانده شده بود، از دوران راهنمایی تا دانشگاه؛ اما پس از سیل، ناگزیر صحبت درباره آن از مسیر مسئله فلسطین آغاز می‌شود و درباره «هولوکاست قرن بیست‌ویکم» که جزئیات آن به‌طور زنده از رسانه‌ها پخش شد. فردا دانش‌آموزان معلمان خود را به صحبت درباره فلسطین، بدون تحریف، سوق خواهند داد. کفیه به نماد بسیاری از مغازه‌ها تبدیل شده و پرفروش‌ترین در سراسر اروپا شده است؛ در حالی که پرچم رژیم صهیونیستی یا هر نشانه‌ای از موجودیت آن مایه شرمساری شده و حتی از اکثر مغازه‌های یهودی ناپدید شده است. تبلیغات گردشگری برای این نهاد فاشیستی یا شرکت هواپیمایی ال‌عال شرم‌آور شده و از مترو، اتوبوس‌ها و خیابان‌ها ناپدید شده است؛ در حالی که پیش‌تر هرگز غایب نبود. روزنامه‌نگاران، حتی صهیونیست‌ترین آنها، دیگر نمی‌توانند مانند گذشته قتل‌عام‌ها و حملات این نهاد را نادیده بگیرند و بسیاری از آنها شروع به محکوم کردن جنایات آن کرده‌اند.
سرانجام، برای نخستین بار در عصر مدرن، تاریخ مظلوم، محاصره‌شده و درمانده نوشته می‌شود؛ به این معنا که جهان پس از سیل الاقصی بسیار تغییر کرده و تعادل آن دگرگون شده است.
منبع القدس العربی

مطالب مرتبط

بشیر البکر:نترجم علی سرداری

در حال حاضر، یک توافق جزئی و موقت محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد. اطلاعات درز کرده از مذاکرات و تلاش‌های میانجیگری نشان می‌دهد که هر دو طرف اکنون به لزوم اجرای مرحله‌ای توافق متقاعد شده‌اند. مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی منطقه‌ای ایران به تعویق افتاده است و اکنون تمرکز صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز است. اما تهران بر این اساس مذاکره می‌کند که این اتفاق به یکباره رخ نخواهد داد و اوضاع بدون هیچ شرطی به وضعیت قبلی باز نخواهد گشت. در عوض، واشنگتن را تحت فشار قرار می‌دهد تا امتیازاتی بدهد که امکان توافق تدریجی را فراهم کند؛ توافقی که با تضمین عدم هدف قرار گرفتن کشتی‌ها آغاز می‌شود و سپس به سمت تفاهم در مورد تعرفه‌ها و تحریم‌ها پیش می‌رود.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

این تحولات مسائل جدی را برای فلسطینی ها، کشورهای عربی و نظام بین الملل ایجاد می کند که دفاع از راه حل دو کشوری دیگر کافی نیست، در زمانی که اسرائیل در حال قطع اراضی کشور فرضی فلسطین به جزایر است، فلسطینی ها در معرض خشونت مبادله شده بین ارتش، پلیس و شهرک نشینان قرار می گیرند که همگی به عنوان ابزاری برای تغییر جغرافیا، تاریخ و هویت فلسطینی عمل می کنند. کوتاه، از این نظر، هشدار اولیه در مورد آینده است، زیرا الحاق بدون جشن رسمی یا اعلام نقشه های جدید انجام می شود، بلکه گام به گام به دست می آید.

ماهر فرغالی:مترجم علی سرداری

گام دوم در فرآیند نوسازی گفتمان مذهبی، تشخیص زودهنگام نفرت در میان افراط‌گرایان و بازخوانی این متون است. اغلب، برخی از متون به اشتباه تفسیر می‌شوند، حتی تا جایی که به عنوان انگیزه‌های جذاب طبقه‌بندی می‌شوند.
یک مطالعه سازمان ملل متحد سه مسیر برای رادیکال شدن جوانان را شناسایی کرد: انزوای اخلاقی و قرار گرفتن فعال در معرض محتوای افراطی؛ بزهکاری و جستجوی اطلاعات افراطی؛ و انزوای اجتماعی. (مطالعه سازمان ملل متحد، 2021)
تعدادی از تصورات غلط وجود دارد که به ترویج افراط گرایی کمک می‌کند. مبارزه با این تصورات غلط شامل توانبخشی از طریق شناسایی و بررسی مجدد آنهاست:

مطالب پربازدید

مقاله