عمر فارس مترجم علی سرداری

مسیر غزه: کمک‌های بشردوستانه با سرکوب مواجه است

عکس‌های ۱۳، ۱۴ و ۱۵ / استقبال گسترده مردمی از فعالان ناوگان آزادی در مراکش / منبع تصویر: الجزیره
در قلب دریای مدیترانه، جایی که امواج با داستان‌های تمدن‌ها تلاقی می‌کنند، کشتی‌هایی در حرکت بودند که نه سلاح و مهمات، بلکه قلب‌هایی مملو از عشق به آزادی را همراه با کیسه‌های آرد، دارو و آب حمل می‌کردند. این «دومین ناوگان آزادی» بود که در ۱۲ آوریل از بندر بارسلونا حرکت کرد و سفری بشردوستانه را به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در مبارزه دریایی برای شکستن محاصره نوار غزه تبدیل کرد. آنچه در این سفر رخ داد، صرفاً یک رویارویی دریایی نبود، بلکه آزمونی برای وجدان جهانی و پرده‌برداری بیشتر از چهره اشغالگری بود که در وحشیگری خود هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد.
این ناوگان در زمانی بسیار حساس، هم‌زمان با انتشار خبر «آتش‌بس» در غزه، حرکت خود را آغاز کرد. با این حال، ساکنان نوار غزه نخستین کسانی بودند که دریافتند این خبر به معنای پایان رنج آنها نیست. محاصره همچنان پابرجاست، گذرگاه‌ها کاملاً باز نشده‌اند و کمک‌های ورودی حتی برای جلوگیری از گرسنگی نیز کافی نیست. غزه امروز، همچون پیش از سفرهای قبلی، زیر محاصره‌ای خفه‌کننده زندگی می‌کند که مانع ورود مواد غذایی اولیه، لوازم پزشکی و سوخت مورد نیاز بیمارستان‌ها و ایستگاه‌های آب‌رسانی می‌شود.
از جمله برجسته‌ترین سازمان‌دهندگان این حرکت، سیف ابوکوشک، فعال فلسطینی دارای تابعیت اسپانیایی و سوئدی، و تیاگو آویلا، فعال حقوق بشری برزیلی بودند. ناوگان بیش از ۵۰۰ تن مواد غذایی و کمک‌های پزشکی، از جمله تجهیزات درمانی، داروهای بیماری‌های مزمن و شیر خشک کودک را حمل می‌کرد.
گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که بیش از ۸۰ درصد جمعیت نوار غزه برای زنده ماندن به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند. آب آشامیدنی سالم کمیاب است، داروها دائماً رو به اتمام‌اند و کودکان بهای سنگین سوءتغذیه را می‌پردازند. از همین رو، این ناوگان نه تنها برای رساندن کمک، بلکه برای رساندن فریاد غزه به جهانیان به حرکت درآمد: «ما را تنها نگذارید.»
صبح ۱۲ آوریل، پرچم‌ها بر فراز کشتی‌هایی که از اسپانیا حرکت می‌کردند برافراشته شد. صدها فعال از ملیت‌های مختلف—اروپایی، عرب، آمریکای لاتین و آمریکایی—با یک باور مشترک گرد هم آمده بودند: نمی‌توان در برابر فاجعه غزه بی‌تفاوت ماند.
اما هنگامی که کشتی‌ها در آب‌های بین‌المللی نزدیک جزیره کرت یونان پیش می‌رفتند، ناگهان کشتی‌های جنگی اسرائیل ظاهر شدند و بدون هیچ توجیه قانونی حمله‌ای خشونت‌آمیز را آغاز کردند. سربازان از گلوله‌های لاستیکی، باتوم و شوکر استفاده کردند و حدود ۱۷۰ فعال را بازداشت و به زور به بازداشتگاه‌ها منتقل کردند.
تحت فشار رسانه‌ای و دیپلماتیک، بیشتر بازداشت‌شدگان آزاد شدند، اما اشغالگران اسرائیلی بر ادامه بازداشت سیف ابوکوشک و تیاگو آویلا پافشاری کردند؛ اقدامی که تلاشی آشکار برای ارسال پیام ارعاب به هر فردی بود که در چنین ابتکارات بشردوستانه‌ای مشارکت می‌کرد.
در صحنه‌ای که موجی از محکومیت بین‌المللی را برانگیخت، ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، ویدئویی منتشر کرد که در آن از حمله به ناوگان ابراز افتخار می‌کرد و آن را «پیامی برای هر کسی که اسرائیل را به چالش می‌کشد» خواند.
گزارش‌های بعدی نشان داد که این دو فعال پیش از محاکمه‌ای که بسیاری آن را «نمایشی» توصیف کردند، تحت شکنجه جسمی و روانی، محرومیت از خواب و محرومیت از غذا قرار گرفته‌اند؛ در حالی که کشتی‌ها در آب‌های بین‌المللی حرکت می‌کردند و تنها کمک‌های بشردوستانه حمل می‌کردند.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد. پس از آزادی بخشی از بازداشت‌شدگان، ناوگان بار دیگر سازماندهی شد و کشتی‌های جدیدی از ترکیه به آن پیوستند تا تلاش دیگری برای رسیدن به غزه انجام دهند. با این حال، اشغالگران اسرائیلی حمله دومی را در نزدیکی آب‌های قبرس آغاز کردند و صدها فعال—از جمله زنان، مردان، روزنامه‌نگاران، پزشکان و وکلا—را بازداشت کردند.
شهادت‌های بعدی از تخلفات جدی در بازداشتگاه‌ها پرده برداشت: ضرب و شتم، تحقیر، گرسنگی، شکنجه روانی و حتی اتهامات مربوط به تعرض جنسی علیه برخی بازداشت‌شدگان. این گزارش‌ها خشم گسترده سازمان‌های حقوق بشری را برانگیخت.
با وجود محکومیت‌های بین‌المللی، اقدامات رسمی محدود ماند؛ از ابراز نگرانی گرفته تا درخواست تحقیقات، بدون هیچ اقدام عملی که بتواند مانع اشغال یا به محاصره پایان دهد.
«دومین ناوگان پایداری» نشان داد که مبارزه دیگر تنها بر سر غذا و دارو نیست، بلکه نبرد روایت‌ها و آگاهی است. اشغالگران می‌دانند ورود کشتی‌های غیرنظامی به غزه، روایت آنها را در نگاه جهانیان تضعیف می‌کند؛ از همین رو، این ابتکارات را نه صرفاً بشردوستانه، بلکه تهدیدی سیاسی و رسانه‌ای تلقی می‌کنند.
با وجود بازداشت‌ها و شکنجه فعالان، پیام همچنان روشن است: غزه تنها نیست. محاصره هرچقدر هم طولانی شود، نه اراده مردم غزه را در هم می‌شکند و نه اراده کسانی را که با آنها همبستگی دارند.
این ناوگان به نمادی جهانی از تاب‌آوری انسانی تبدیل شده است؛ گواهی بر اینکه اشغالگران می‌توانند کشتی‌ها را توقیف کنند، اما نمی‌توانند امواج همبستگی را که هر روز نیرومندتر می‌شوند، متوقف کنند..
منبع الجزیره

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.