محمد ابو رومان:مترجم علی سرداری

چه کسی در دام افتاد… ترامپ، ایران یا اعراب؟ محمد ابو رومان

در میان بحث‌های جاری در ایالات متحده درباره نتیجه جنگ با ایران، مناظره‌ای شکل گرفته که فراتر از اختلافات معمول میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها یا میان راست و چپ است. این بار بحث در قلب نهاد فکری و استراتژیک آمریکا جریان دارد؛ از دانشگاه شیکاگو گرفته تا شورای روابط خارجی، از بروکینگز تا صفحات آتلانتیک. پرسشی مطرح شده که از زمان جنگ‌های عراق و افغانستان تا این حد تند و صریح بیان نشده بود.: «چه می‌شد اگر ایالات متحده در نبرد پیروز می‌شد اما در سیاست شکست می‌خورد؟»
شاید تأثیرگذارترین صدا در این مناظره، جان میرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان نئورئالیست جهان باشد. او که به یکی از چهره‌های دانشگاهی پرنفوذ در رسانه‌های آمریکا تبدیل شده، تنها این ادعا را مطرح نمی‌کند که جنگ به اهداف استراتژیک خود نرسیده است؛ بلکه استدلال می‌کند دولت ترامپ امروز با همان معضل سنتی دولت‌های پیشین آمریکا روبه‌روست: چگونه می‌توان برتری نظامی را به دستاوردی سیاسی و پایدار تبدیل کرد؟ همین معضل است که کاخ سفید را وادار می‌کند بیش از آنکه به دنبال یک استراتژی خروج روشن باشد، به دنبال «روایت پیروزی» بگردد.
در مقابل، چشمگیرترین تردیدها از سوی رابرت کاگان، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های نومحافظه‌کار و مدافع هژمونی آمریکا پس از جنگ سرد، مطرح شده است. او در مقاله‌اش با عنوان «همت در ایران» در آتلانتیک، نه تنها به هزینه‌های جنگ پرداخت، بلکه توانایی آمریکا در تبدیل دستاوردهای نظامی به نتایج استراتژیک پایدار را زیر سؤال برد. اهمیت این موضع‌گیری تنها در محتوای آن نیست، بلکه در هویت گوینده آن است؛ وقتی یکی از سرسخت‌ترین مدافعان قدرت آمریکا از محدودیت‌های این قدرت سخن می‌گوید، با تغییری عمیق‌تر از یک اختلاف تحلیلی ساده روبه‌رو هستیم.
این پیش‌زمینه، حضور پررنگ اصطلاحاتی مانند «تله استراتژیک»، «فرسایش»، و «پیروزی تاکتیکی در برابر شکست استراتژیک» را توضیح می‌دهد. بحث کنونی در آمریکا فراتر از جنگ جاری است و به تحلیل جایگاه ایالات متحده در نظام بین‌الملل و تأثیر سیاست‌های ترامپ بر قدرت نظامی، اتحادهای استراتژیک و تصویر جهانی آمریکا می‌پردازد.
از اینجا می‌توان فوریت فزاینده برای گسترش پیمان ابراهیم پس از جنگ را فهمید. برای ترامپ، کافی نیست گفته شود ایران ضربه سختی خورده است؛ این ضربه باید به تصویری سیاسی بزرگ‌تر
خاورمیانه‌ای جدید که در آن دایره عادی‌سازی روابط گسترش می‌یابد، موقعیت ایران تنزل می‌کند و اسرائیل به مرکز نظم منطقه‌ای تازه تبدیل می‌شود.
به نظر می‌رسد پیمان ابراهیم بخشی از تلاش برای ایجاد «معنای سیاسی» برای جنگ است، نه صرفاً پروژه‌ای دیپلماتیک. هرچه اثبات یک تغییر استراتژیک قاطع در داخل ایران دشوارتر شود، نیاز به ارائه نتایج ملموس منطقه‌ای که بتوان آن را به‌عنوان شاهد موفقیت به افکار عمومی آمریکا عرضه کرد، بیشتر می‌شود.
طنز ماجرا اینجاست که در حالی که دولت آمریکا می‌کوشد جنگ را گامی به سوی خاورمیانه‌ای باثبات‌تر معرفی کند، بسیاری از پایتخت‌های عربی با نگرانی فزاینده به مسیری می‌نگرند که خود اسرائیل در آن حرکت می‌کند. پرسش اصلی برای این کشورها دیگر این نیست: «چگونه ایران را مهار کنیم؟» بلکه این است: چگونه با اسرائیلی مواجه شویم که احساس قدرت مازاد دارد و با حمایت دولت ترامپ می‌خواهد معادلات جدیدی را بر منطقه تحمیل کند؟
نگرانی تنها درباره نتیجه جنگ علیه ایران نیست، بلکه درباره ماهیت نظم منطقه‌ای است که ممکن است از دل آن زاده شود. اگر دولت ترامپ می‌کوشد توافقنامه ابراهیم را شاهدی بر موفقیت پروژه خود معرفی کند، ترس واقعی در نبود یک فرمول سیاسی توافقی برای نظم جدید و نیز نبود چشم‌اندازی روشن برای ثبات منطقه‌ای نهفته است. به‌ویژه آنکه دولت ترامپ هیچ طرح قانع‌کننده‌ای برای پذیرش دیدگاه منطقه‌ای خود از سوی اعراب، به‌خصوص درباره مسئله فلسطین، ارائه نمی‌کند. حتی «معامله قرن» که ترامپ و جرد کوشنر در دوره نخست ریاست‌جمهوری مطرح کردند، امروز دیگر در دستور کار آمریکا نیست. این بدان معناست که بحران عربی در مرحله بعد، بیش از هر زمان دیگری ممکن است با خود دولت آمریکا شکل بگیرد.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

جمانة فرحات:مترجم علی سرداری

اگر در تمام عملکردهای دولت آمریکا—در دوره اول ترامپ و سپس دوره دوم او—وجه مشترکی وجود داشته باشد، آن سیاست «تخریب» است که گزینه مطلوب دولت ترامپ را تشکیل می‌دهد. این بدان معنا نیست که دولت در همه موارد قادر به اجرای برنامه‌های خود است؛ چه به این دلیل که برخی اقدامات با منافع بلندمدت آمریکا در تضاد است، و چه به دلیل عوامل دیگری که چنین روندهایی را مهار می‌کنند.

محمد کریشان :مترجم علی سرداری

درباره سایر بخش‌ها نیز صدق می‌کند: ساختارهای قدیمی و فرسوده در همه زمینه‌ها و نبود بودجه لازم برای نگهداری و توسعه. وگرنه قطع آب پس از یک فصل بارانی بسیار سنگین در کشوری که به ذخیره آب در سدها متکی

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی

درباره حجت الاسلام غلامرضا حسنی، امام‌جمعه پیشین ارومیه و از چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی، نیزگزارش‌هایی وجود دارد که یکی از فرزندانش به گروه‌های مخالف حکومت پیوسته بود و در اوایل انقلاب کشته یااعدام شد. جزئیات این واقعه در روایت‌های مختلف یکسان نیست، اما اصل اختلاف عمیق سیاسی میان پدر و فرزند،

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی