پس از گزارش خبرگزاریهای بینالمللی در روز گذشته، پنجشنبه، دربارهٔ دستیابی طرفهای آمریکایی و ایرانی به تفاهمنامهای که به مهمترین محورهای اختلاف میپردازد، شبکهٔ CNN به نقل از مقامات «مطلع» آمریکایی اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، چند روز فرصت دارد تا تصمیم بگیرد آیا توافق احتمالی را امضا کند یا خیر. یکی از مشاوران او توضیح داد که تا زمانی که تأیید قاطعانهای دریافت نکند مبنی بر اینکه مجتبی خامنهای، رهبر ایران، این سند را پذیرفته است، آن را امضا نخواهد کرد.
یک روز پیش از آن، ترامپ در جلسهای دولتی که ریاست آن را بر عهده داشت، بیانیهای شگفتانگیز ارائه کرد و گفت: «سلطنت عمان مانند دیگران عمل خواهد کرد، وگرنه باید آن را منفجر کنیم.» این سخن هیچ زمینهٔ مشخصی نداشت، زیرا عمان متحد دیرینهٔ ایالات متحده است و پیش از انتقال این مأموریت به پاکستان و قطر، میانجی اصلی و قابل اعتماد میان آمریکا و ایران بود. روزنامهٔ بریتانیایی ایندیپندنت در تحلیلی از آن جلسه نوشت که ترامپ میان موضوعات انتخابات میاندورهای، سیاست خارجی و پروژههای بازسازی در واشنگتن جابهجا میشد. او دربارهٔ وزیر جنگ خود، پیت هگست، گفت: «او جنگ را دوست دارد… من دوست ندارم، اما او دوست دارد.» سپس هگست با شتاب سخنرانی پرشوری دربارهٔ بمبها، هواپیماها، «سلاحهای کشنده» و عملیات «خشم حماسی» در ایران و دربارهٔ «قدرت و ویرانی» ایراد کرد. به گفتهٔ نویسنده، هالی باکستر، جلسه شبیه «قسمتی از فاکسنیوز تحت تأثیر مواد مخدر» بود؛ گویی آمریکا بر اساس ریتم مردی اداره میشود که میان بولتنهای خبری و سایتهای مرمت جابهجا میشود و جهان نیز با او میدود.
به نظر میرسد تأثیر آن نشست بر هگست ادامه یافته است. او دیروز (و از طریق خود فاکسنیوز) بیانیهای داد و گفت ایران دو گزینه دارد: یا برنامهٔ هستهای خود را از طریق مذاکره کنار بگذارد «یا از طریق نیروهای ما». احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران ایران، نیز در شبکهٔ رسمی تلویزیون ایران با بیانیهای مشابه پاسخ داد و گفت: «ما با مذاکره محاصره را خواهیم شکست و اگر چنین نشود، با اقدام مستقیم.» سپس ترامپ با اعلام لغو محاصرهٔ دریایی ایران، جهان را غافلگیر کرد.
در همین حال، نیروهای اسرائیلی به حملات خود به غزه ادامه میدادند و مناطق مسکونی و چادرهای آوارگان را ویران میکردند و مسجد ابراهیمی را بهطور کامل بستند. این اقدام یک روز پس از آن صورت گرفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، از نیروهای خود خواست اشغال نوار غزه را به ۷۰ درصد افزایش دهند؛ اقدامی که نقض جدید آتشبس محسوب میشود. ترور رهبران حماس نیز ادامه دارد، چند روز پس از حمله به «ناوگان پایداری» و در حالی که وزیر ایتامار بنگویر با افتخار دربارهٔ سوءاستفاده از فعالان خود سخن میگفت؛ موضوعی که موجی از محکومیت جهانی را برانگیخت.
در لبنان نیز دیروز، جمعه، شاهد بودیم که نتانیاهو از مرز اظهاراتی مطرح کرد و دربارهٔ عبور نیروهایش از رودخانهٔ لیتانی و ادامهٔ حمله به حزبالله با شدت در سراسر جبهه سخن گفت. عملیات بمباران، هشدارهای آوارگی و تخلیه ادامه دارد و ماشین جنگی اسرائیل بهتدریج به شهرهای اصلی جنوب مانند صور و نبطیه نزدیک میشود، پس از نبردهای شدید در بنتجبیل و ادامهٔ حملات در بقاع، حومهٔ جنوبی و دیگر مناطق. این تحولات عملاً محتوای مباحثات با لبنان را که دیروز در واشنگتن آغاز شد، بیاثر کرده و هیئت لبنانی را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
صحنه همچنین در سوریه رو به وخامت است؛ کشوری که پس از سقوط رژیم بشار اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۵، هدف حملات گستردهای قرار گرفت که بخش عمدهای از زرادخانهٔ هوایی، دریایی و زمینی آن را نابود کرد. یورش و گسترش به مناطق جنوبی و کشتار و بازداشت شهروندان سوری به روالی روزمره تبدیل شده است.
برای اسرائیل، موضوع تنها به مخالفان مستقیمش محدود نمیشود؛ بلکه شامل اردن نیز میشود. اردنی که از سال ۱۹۹۴ با اسرائیل «پیمان وادی عربه» را دارد، اکنون تحت فشارهای شدید سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفته است؛ از باجخواهی مالی و اقتصادی گرفته تا تهدید طرحهای آوارگی و «وطن جایگزین»، تضعیف قیمومیت هاشمی، به حاشیه راندن نقش اردن و اعمال محدودیتهای دیپلماتیک و امنیتی. این فشارها دربارهٔ مصر نیز صدق میکند؛ کشوری که قرارداد صلحش با اسرائیل به سال ۱۹۷۹ بازمیگردد، اما اکنون با فشارهایی شدید روبهروست؛ از کنترل محور فیلادلفیا و مسئلهٔ آوارگان گرفته تا تهدیدهای صریح مقامات اسرائیلی. جدیدترین نمونهٔ آن، اظهارات جاسوس آمریکایی، جاناتان پولارد، بود که اسرائیل او را از زندان آزاد کرد و او خواستار آمادگی برای جنگ با مصر و ترکیه شد.
اعلام رئیسجمهور آمریکا مبنی بر پایان محاصره و آغاز اجرای توافق با ایران ممکن است به سرد شدن جبهههای منطقه که ناشی از جنگ اسرائیل–آمریکا علیه ایران است، منجر شود. اما آنچه مسلم است این است که نتانیاهو و اکثریت اسرائیلیها میخواهند جنگهای غزه، لبنان و ایران را در قالب یک جنگ ادامه دهند؛ همانگونه که سرمقالهٔ روز گذشتهٔ هاآرتص نوشت: «با هدف شمارش اجساد طرف مقابل در جنگی که هرگز راضی نخواهد شد..»
نصراله نجات بخش
پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.
- 1405/03/14