علی محمد فخرو:مترجم علی سرداری

نقش اضافی برای نهادهای فقهی

آیا تنها بر عهده نهاد فقهی است که ـ تحت هر پرچم فرقه‌ای که باشد ـ به تبلیغ و کمک به فرد مسلمان بپردازد تا تنها روش‌ها و فنون انجام وظایف دینی خود را بشناسد، یا یکی از مهم‌ترین وظایف آن نظارت بر واقعیت اجتماعی و شناخت نیازهای متغیر آن به‌منظور پیشنهاد و اجرای پاسخ فقهی، اعم از اجتماعی و فردی، برای مقابله با واقعیت و کمک به رفع فجایع و حل مشکلات است؟
این پرسش، موضوعی است که اکنون باید در رابطه با نقش نهادهای فقهی در مقابله با وضعیت فاجعه‌باری که جهان عرب در حال حاضر تجربه می‌کند مطرح شود؛ به‌ویژه نقش آنها در رویارویی با شرایط غم‌انگیزی که ده‌ها میلیون پناهنده عرب به‌دلیل جنگ‌ها، درگیری‌ها و جنون قدرت‌طلبی با آن مواجه هستند.
در برابر این نهادها، امروز میلیون‌ها پناهنده از سودان، سوریه، جنوب لبنان، یمن، عراق و لیبی قرار دارند که از بلای زندگی تحقیرآمیز و آوارگی رنج می‌برند؛ بلایی که ابتدا آنان را وادار به فرار از شهرها، روستاها، محله‌ها و خانه‌هایشان کرد و سپس در کشورهای پناه‌دهنده، آنان را در شرایط تحقیرآمیز نیاز، فقر، بیماری و ناآگاهی قرار داد. برخی کشورهای استعمارگر غربی نیز کمک‌های خود را به‌عنوان پاسخی تحقیرآمیز به نفوذ صهیونیست‌ها و دیکته‌های جنایتکارانه آنان، متوقف کرده‌اند.
این میلیون‌ها انسان، حق دارند که نهادهای فقهی اسلامی ـ به‌ویژه در این روزها، ایام حج و عید قربان ـ کاری برای کمک به آنان انجام دهند. آیا این نهادها نمی‌توانند موضعی واحد درباره بهره‌گیری از مبالغ هنگفتی که مسلمانان برای خرید قربانی، خوردن گوشت آن یا توزیعش میان بستگان و نیازمندان محله خود صرف می‌کنند اتخاذ کنند؟
نهادهای فقهی می‌توانند بودجه‌هایی برای کمک به میلیون‌ها پناهنده ایجاد کنند؛ بودجه‌هایی برای آموزش فرزندان آنان، ایجاد مراکز خدمات بهداشتی، یافتن کار برای خانواده‌ها و کمک به تعمیر خانه‌هایشان پیش از بازگشت.
آیا نهادهای فقهی، به‌ویژه نهادهای رسمی، نمی‌توانستند به نام پناهندگان صندوقی ایجاد کنند تا افراد، کمک‌های مالی خود را ـ که معمولاً صرف خرید قربانی می‌شود ـ به آن واریز کنند؟ سپس این صندوق‌ها می‌توانستند در آموزش فرزندان پناهندگان، ایجاد مراکز درمانی، یافتن کار و کمک به بازسازی خانه‌هایشان نقش‌آفرینی کنند.
آیا برای نهادهای فقهی دشوار است که در کنار وظایف تبلیغی و اجتهادی تاریخی خود ـ که اهمیت آن انکارناپذیر است ـ وظیفه‌ای جدید بیفزایند؟ وظیفه‌ای برای ساماندهی و افزایش توانمندی نیروهای فقهی در غوطه‌ور شدن در واقعیت زندگی اعراب و مسلمانان نیازمند؛ وظیفه‌ای برای متعادل کردن مسئولیت‌های گفتاری و گفتمانی با مسئولیت پاسخ‌گویی به آنچه در واقعیت‌های عربی و اسلامی می‌گذرد، در عرصه درس، عمل و بسیج اجتماعی، تا دین اسلام به منبعی برای حل مسائل دنیوی تبدیل شود؛ همان‌گونه که بسیاری از آیات قرآن، احادیث نبوی و فقه عقلی بر آن دلالت دارد.
پول قربانی که می‌توانست جمع‌آوری شود، بالغ بر صدها میلیون دلار می‌شد و بی‌تردید به اعراب و مسلمانان کمک می‌کرد تا به‌جای ایستادن با دست خالی در برابر دروازه‌های غرب استعماری، استکبار آمریکا و باج‌خواهی صهیونیست‌ها، به خود کمک کنند.
تا زمانی که تریلیون‌های عرب رسمی نتوانسته‌اند در حل فاجعه پناهجویان ـ که روزبه‌روز در حال انباشته شدن است ـ مشارکت کنند، تنها کاری که باید انجام داد، چه از سر وظیفه و چه از سر ضرورت، کمک به جوامع و افراد مردم است. تنها چیزی که لازم بود، اراده و اقدام نهادهای فقهی برای بسیج توانمندی‌های عظیم مالی از طریق پول قربانی، زکات، صدقات و دیگر منابع بود؛ منابعی که بسیارند.
منبع القدس العربی

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.