نوشتهٔ احمد عبدالتواب«مترجم علی سرداری

کارتِ برندهٔ مذاکره‌کنندهٔ ایرانی

مذاکره‌کنندگان ایرانی به پیشرفتی کیفی دست یافته‌اند که برای هر کشوری که درگیر مذاکره‌ای سخت با قدرتی بزرگ‌تر است، می‌تواند آموزنده باشد. این پیشرفت با اصرار آنان بر وارد کردن عنصری تازه و بی‌سابقه در روند گفت‌وگوها حاصل شد: اعمال کنترل مستقیم بر تنگهٔ هرمز، بستن آن و استفاده از آن به‌عنوان یک ابزار فشار قدرتمند. این پیام نه‌تنها متوجه آمریکا و اسرائیل بود، بلکه مخاطبان گسترده‌تری را نیز هدف قرار می‌داد. هدف ایران این بود که اثر این اقدام تا دورترین نقاط جهان احساس شود و همهٔ کشورها، به‌ویژه قدرت‌های دارای نفوذ جهانی.—even آنهایی که ترجیح می‌دادند از بحران دور بمانند و تصور می‌کردند منافعی در مشارکت ندارند—در حل‌وفصل درگیری ذی‌نفع شوند.
ایران همچنین توانست در سطح بین‌المللی این برداشت را تقویت کند که آمریکا پشت این بحران قرار دارد؛ موضوعی که قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش داد—قدرتی که بدون این ابزار فشار، به‌ویژه در دوران ترامپ، در دسترس نبود. بر اساس اخبار منتشرشده از مذاکرات جاری، ایران تنها اجازه می‌دهد تنگهٔ هرمز به‌تدریج و از تعداد محدودی کشتی آغاز به بازگشایی کند. در مقابل، ایالات متحده باید به‌تدریج محاصرهٔ بنادر ایران را لغو کند، با صادرات نفت ایران موافقت نماید و وجوه مسدودشدهٔ ایران در آمریکا و سایر کشورهایی را که تحت نفوذ واشنگتن بوده‌اند، آزاد کند. ایران تنها پس از دستیابی به مجموعه‌ای از اهداف مشخص، تنگه را به‌طور کامل باز خواهد کرد—و همهٔ این‌ها پیش از آن است که تهران مجبور به اجرای تعهداتی شود که انتظار می‌رفت پیش از آخرین جنگ خود انجام دهد.
علاوه بر این، استفادهٔ ماهرانهٔ ایران از این تاکتیک باعث شده است آمریکا ناچار شود مذاکرات دربارهٔ اولویت‌های اصلی خود، مانند پروندهٔ هسته‌ای، را به تعویق بیندازد. ایران هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی از مواضع پیشین خود نشان نداده است: بر حق اساسی خود برای غنی‌سازی صلح‌آمیز اورانیوم پایبند مانده، از گفت‌وگو دربارهٔ اندازه و برد زرادخانهٔ موشکی خود خودداری کرده و بر حق حفظ روابط منطقه‌ای تأکید ورزیده است. همهٔ این موارد—صرف‌نظر از نتیجهٔ نهایی مذاکرات—نشان می‌دهد که ادعاهای ترامپ مبنی بر نادیده گرفتن خواسته‌ها و قدرت ایران، و اینکه «همهٔ کارت‌ها» در دست اوست و ایران «هیچ ابزاری برای بازی» ندارد، چه در جنگ و چه در مذاکره، با واقعیت سازگار نیست.
منبع الاهرام

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.