محمد ابو رمان:مترجم علی سرداری

خاورمیانه جدید: بین زایمان و تولد

اگر یک نکته درباره چشم‌انداز منطقه‌ای امروز روشن باشد، این است که خاورمیانه دیگر شبیه دوران پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نخواهد بود. درباره تصویر یا پویایی جدید، هنوز نمی‌توان با قطعیت سخن گفت، زیرا همچنان در میانه یک روند دشوار قرار داریم و مشخص نیست این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و ساختار جدید چه ویژگی‌هایی خواهد داشت. با این حال، نشانه‌هایی از این مرحله گذار تاریخی در منطقه دیده می‌شود که می‌تواند تصویری اولیه از مرحله بعدی به دست دهد.

آنچه به‌وضوح قابل مشاهده است، این است که خاورمیانه—که پیش‌تر با چند کشور بزرگ عربی و رابطه‌ای بحث‌برانگیز با مسئله درگیری با اسرائیل تعریف می‌شد و نظام رسمی عرب نقش حمایتی ثانویه داشت—اکنون مرزهای خود را گسترش داده است. کشورهای پیرامونی، با افول قدرت کشورهای مرکزی سنتی مانند مصر، سوریه و عراق، به بازیگران فعال و تأثیرگذار تبدیل شده‌اند. این گسترش را می‌توان از فروپاشی رژیم صدام حسین و افزایش نقش منطقه‌ای ایران، سپس بهار عربی و ظهور نقش ترکیه، بعد توافقات ابراهیم و نقش جدید اسرائیل، و نهایتاً وقایع «۷ اکتبر» و تغییر دکترین امنیتی اسرائیل به سمت جاه‌طلبی هژمونیک و تلاش برای تغییر قواعد بازی در منطقه دنبال کرد.

امروز پاکستان، ترکیه، ایران و اسرائیل—و تا حدی هند و اندونزی—به بخشی از سیستم منطقه‌ای جدید تبدیل شده‌اند و در چارچوب تعاملات مستقیم و حتی رقابت بین محورهای نوظهور عمل می‌کنند. روابط دوستی و دشمنی نیز تا حدی تغییر کرده است؛ برای نمونه، روابط ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و تا حدودی مصر نزدیک‌تر شده است. این کشورها اکنون در مقایسه با ابرقدرت‌ها و کشورهای کوچک منطقه، «قدرت‌های میانی» نامیده می‌شوند، در حالی که اسرائیل از روابط خود با هند، دولت ترامپ و برخی کشورهای عربی برای افزایش نفوذ منطقه‌ای بهره می‌گیرد.

در این میان، مسئله ایران و اینکه آیا در مرحله آینده همچنان یک قدرت منطقه‌ای باقی خواهد ماند یا نه، به پرسشی اساسی در تعریف مرزها و ماهیت روابط منطقه‌ای تبدیل شده است. دو دیدگاه در این‌باره وجود دارد:
دیدگاه نخست معتقد است ایران تضعیف خواهد شد، قادر به حفظ نقش منطقه‌ای یا نیروهای نیابتی خود نخواهد بود، به داخل عقب‌نشینی می‌کند و با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شود.
دیدگاه دوم برعکس، استدلال می‌کند که جنگ اخیر تصویر ایران را تقویت کرده و نشان داده که این کشور قادر است حتی در برابر ایالات متحده نیز ایستادگی کند.

جالب آنکه یکی از کسانی که به این نتیجه رسیده، راز زیمت است؛ یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران اسرائیلی در حوزه ایران، با سابقه‌ای نزدیک به ۲۰ سال در امور نظامی و اطلاعاتی مرتبط با ایران. او در مطالعه‌ای با عنوان «پس از عملیات غرش شیر: نتیجه‌گیری‌های اولیه و پیامدهای منطقه‌ای» که ۶ مه توسط مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل منتشر شد، اذعان می‌کند که ایران توانسته در برابر این تهاجم مقاومت کند و بسیاری از اهداف اصلی—از جمله تغییر رژیم یا حذف نقش منطقه‌ای ایران—محقق نشده است. برعکس، ایران از طریق «بازدارندگی نامتقارن» به اهداف استراتژیک مهمی دست یافته و قدرت منطقه‌ای خود را، به‌ویژه از طریق کنترل تنگه هرمز و تأثیرگذاری بر قیمت انرژی، خطوط کشتیرانی و اقتصاد جهانی، افزایش داده است.

این مقاله با نتیجه‌ای قابل توجه پایان می‌یابد: اسرائیل به جای برنامه‌ریزی برای حذف کامل ایران، باید در چارچوب یک استراتژی بازدارندگی بلندمدت و با بازتعریف محیط منطقه‌ای جدید و ابزارهای درگیری، با آن مواجه شود؛ زیرا توانایی‌های هوایی، موشکی و نظامی دیگر قادر به حل مناقشات امروز نیستند و ابعاد اقتصادی و جغرافیایی نقش مهم‌تری یافته‌اند.

موضوع مهم دیگر، رابطه قدرت‌های منطقه‌ای با ایالات متحده و دیگر قدرت‌های بزرگ است. این مسئله اهمیت دارد، زیرا قدرت‌های میانه سنی جدید—برخلاف ایران—روابط نزدیک و حتی اتحادهایی با آمریکا دارند و برخی عضو ناتو هستند. بنابراین، کاخ سفید در دوره آینده با آزمونی دشوارتر در انتخاب میان منافع و روابط خود با این قدرت‌ها روبه‌رو خواهد شد.

با وجود اصرار نتانیاهو بر تغییر خاورمیانه و دکترین هژمونی منطقه‌ای، اکنون بسیاری از مطالعات اسرائیلی این مسیر را پرهزینه و خطرناک می‌دانند و معتقدند چنین رویکردی اسرائیل را بیش از پیش درگیر خواهد کرد. افزون بر این، با وجود سطح بالای اتحاد میان آمریکا و اسرائیل، از یک سو جنبش داخلی گسترده‌ای در آمریکا برای بازنگری در منطق این رابطه شکل گرفته و از سوی دیگر، نشانه‌هایی از ناامیدی دونالد ترامپ نسبت به دخالتش در جنگ کنونی و همراهی‌اش با نتانیاهو دیده می‌شود. هرچند این دو تلاش می‌کنند این احساسات را پنهان کنند، اما برخی تحلیل‌های اسرائیلی و آمریکایی آن را آشکار می‌سازند.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

جمانة فرحات:مترجم علی سرداری

اگر در تمام عملکردهای دولت آمریکا—در دوره اول ترامپ و سپس دوره دوم او—وجه مشترکی وجود داشته باشد، آن سیاست «تخریب» است که گزینه مطلوب دولت ترامپ را تشکیل می‌دهد. این بدان معنا نیست که دولت در همه موارد قادر به اجرای برنامه‌های خود است؛ چه به این دلیل که برخی اقدامات با منافع بلندمدت آمریکا در تضاد است، و چه به دلیل عوامل دیگری که چنین روندهایی را مهار می‌کنند.

محمد کریشان :مترجم علی سرداری

درباره سایر بخش‌ها نیز صدق می‌کند: ساختارهای قدیمی و فرسوده در همه زمینه‌ها و نبود بودجه لازم برای نگهداری و توسعه. وگرنه قطع آب پس از یک فصل بارانی بسیار سنگین در کشوری که به ذخیره آب در سدها متکی

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی

درباره حجت الاسلام غلامرضا حسنی، امام‌جمعه پیشین ارومیه و از چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی، نیزگزارش‌هایی وجود دارد که یکی از فرزندانش به گروه‌های مخالف حکومت پیوسته بود و در اوایل انقلاب کشته یااعدام شد. جزئیات این واقعه در روایت‌های مختلف یکسان نیست، اما اصل اختلاف عمیق سیاسی میان پدر و فرزند،

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی