احمد النهام: مترجم علی سرداریم

جنگ ایران شکاف عمیقی را بین آمریکا و اروپا آشکار می‌کند

یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های جنگ آمریکا و ایران این بود که بحرانی را که ممکن است میان اروپا و آمریکا در بسیاری از سیاست‌های اقتصادی و امنیتی وجود داشته یا مدت‌ها پنهان مانده باشد، آشکار کرد. با این حال، هیچ‌کس انتظار نداشت این بحران به نقطه اختلاف کامل بر سر جنگ‌هایی برسد که آمریکا آغاز کرده و اروپا به‌طور تاریخی حامی اصلی آن‌ها بوده است. این موضوع در تحلیل‌های سیاسی منتشرشده توسط الجزیره نت درباره آینده روابط فراآتلانتیک بررسی شده است.
از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، سیاست‌های او در قبال اروپا جهت متفاوتی به خود گرفته و با تلاشی برای تحمیل نوعی حالت تسلیم اروپا در برابر تصمیمات آمریکا آغاز شده است.
جرقه‌ای که این درگیری را شعله‌ور کرد، فشار آشکار آمریکا بر کی‌یف برای پایان دادن به جنگی بود که رژیم اوکراین در دفاع از خود در برابر عملیات نظامی روسیه ـ که از سال ۲۰۲۲ آغاز شده بود ـ به راه انداخته بود.
فشار آمریکا حتی فراتر رفت؛ ایالات متحده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۵ میزبان رئیس‌جمهور اوکراین، زلنسکی، در کاخ سفید بود و او را علناً سرزنش کرد و مدعی شد که وی به نبردی شکست‌خورده علیه روسیه ادامه می‌دهد. ترامپ همچنین قدرت مسکو را ـ که طبق گزارش بی‌بی‌سی شامل هزاران تانک بود ـ ستود.
وضعیت به جایی رسید که رئیس‌جمهور آمریکا به همتای اوکراینی خود گفت بدون آمریکا هیچ اهرم فشاری در مذاکرات ندارد و با جان مردم اوکراین قمار می‌کند.
کشورهای اروپایی، علی‌رغم درخواست آمریکا، کاملاً از مشارکت در این جنگ خودداری کردند. ترامپ در Truth Social نوشت که اروپایی‌ها باید کمی شجاعت داشته باشند و تنگه هرمز را باز کنند.
وضعیت تا جایی وخیم شد که تمام اروپا را تهدید کرد. اروپا که در گذشته بدون توجه به منافع مردم خود، میان قدرت‌ها بر سر تقسیم غنایم امپراتوری عثمانی مذاکره می‌کرد، اکنون از همان جامی می‌نوشد که به مردم جهان سوم پیشنهاد داده بود. رئیس‌جمهور آمریکا بدون مشورت با اروپا یا حتی مردم اوکراین، مذاکراتی را با روسیه درباره مسئله اوکراین آغاز کرد؛ همان‌طور که فایننشال تایمز گزارش داده است.
این اقدامات در کنار کاهش بی‌سابقه حمایت نظامی آمریکا از اوکراین و انتقاد از سیاست‌های دولت قبلی آمریکا به رهبری جو بایدن، شکاف را عمیق‌تر کرد.
اروپا به رهبری امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به فشارهای آمریکا پاسخ داد. مکرون به همراه چند رهبر اروپایی دیگر، حمایت کامل خود را از دولت اوکراین ـ چه در مسیر صلح و امنیت و چه در صورت جنگ ـ تا زمانی که توافقی حاصل شود که امنیت ملی تمام اروپا را در برابر تهدیدهای آینده روسیه تضمین کند، اعلام کرد.
مجموعه‌ای از مواضع سیاسی، شکاف میان آمریکا و اروپا را بیشتر کرده است؛ از جمله اعمال تعرفه بر واردات کالاهای اروپایی به ایالات متحده. در تابستان ۲۰۲۵، ترامپ اعلام کرد که تعرفه‌هایی تا سقف ۳۰٪ بر واردات اروپایی اعمال خواهد شد. با این حال، پس از دیدار او با اورسولا فون‌درلاین در اسکاتلند در ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵، توافقی حاصل شد که بر اساس آن ۱۵٪ تعرفه بر بیشتر کالاهای اروپایی اعمال شد.
رویترز و فایننشال تایمز این اقدام را تلاشی برای مهار جنگ تجاری میان دو طرف تفسیر کردند. ترامپ همچنین کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار داد تا بودجه نظامی خود را در ناتو افزایش دهند و بارها تهدید به خروج از این اتحاد کرد؛ اتحادی که در آن ایالات متحده بازیگر غالب است. به گزارش رویترز، ترامپ اظهار داشت که آمریکا «بانک رایگان برای محافظت از اروپا» نیست.
برخی معتقدند جنگ آمریکا در ایران منافع اروپا را تهدید و چین را تحت فشار قرار می‌دهد. به همین دلیل کشورهای اروپایی مواضع خود را به بیانیه‌ها و محکومیت‌های ایران در گروگان گرفتن اقتصاد جهانی محدود کرده‌اند.
این موضوع بحث اروپا درباره دستیابی به استقلال دفاعی از چتر امنیتی آمریکا را دوباره شعله‌ور کرده است. اما جنگ آمریکا و ایران ـ که توسط آمریکا و متحد اصلی آن در خاورمیانه، اسرائیل، در مارس ۲۰۱۶ علیه ایران آغاز شد ـ با هدف اعلام‌شده پایان دادن به آنچه «تهدید هسته‌ای ایران» و «تغییر رژیم» نامیده می‌شد، و پاسخ ایران با عملیات نظامی علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه، که به بسته شدن تنگه هرمز ـ گذرگاه درصد زیادی از نفت جهان ـ منجر شد، نقطه عطفی بزرگ بود؛ همان‌طور که بی‌بی‌سی و فایننشال تایمز پوشش داده‌اند.
با وجود ادعای رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اینکه این تنگه هیچ اهمیتی برای او ندارد و کشورهایی که از آن سود می‌برند باید آن را باز کنند ـ اشاره‌ای مستقیم به اروپا ـ طرف اروپایی قاطعانه این تشدید تنش را رد کرد.
در همین حال، بریتانیا اجازه استفاده از پایگاه‌های خود را داد؛ هرچند به گفته ترامپ، این اقدام بسیار کند انجام شد؛ نکته‌ای که گاردین در پوشش خود به آن پرداخت.
اروپایی‌ها همچنان از مشارکت در جنگ خودداری کردند. ترامپ در Truth Social نوشت که اروپایی‌ها باید «کمی شجاعت» نشان دهند و یا خودشان تنگه هرمز را باز کنند یا سوخت جت را از آمریکا ـ که ذخایر زیادی دارد ـ خریداری کنند. در همین حال، طبق گزارش‌های بی‌بی‌سی، پایتخت‌های اروپایی بر راه‌حل‌های دیپلماتیک تمرکز کرده‌اند.
میان ترامپ که «اول آمریکا» را در اولویت قرار می‌دهد و اروپایی که از مصالحه بر سر منافع خود امتناع می‌کند، جمله معروف وینستون چرچیل به یاد می‌آید: «در سیاست، نه دوست دائمی وجود دارد و نه دشمن دائمی؛ تنها منافع دائمی وجود دارد.»
با این حال، خطوط هوایی آمریکایی نتوانستند مدت زیادی در برابر بسته شدن تنگه مقاومت کنند. خطوط هوایی اسپیریت در اوایل مه ۲۰۱۶ اعلام ورشکستگی کرد و یک بحران جهانی را آشکار ساخت.
برخی دیگر معتقدند جنگ آمریکا در ایران منافع اروپا را تهدید و چین را خفه می‌کند؛ به همین دلیل کشورها مواضع خود را به… محدود کرده‌اند.
منبع: الجزیره

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.