مقام‌ها در بازی پیچیده دستگاه‌های اطلاعاتی

تصمیم‌سازان پشت پرده در ایران چه کسانی هستند؟

ملی مذهبی _  «حسن روحانی»، رییس‌جمهور پیشین ایران، ۲۴آذر۱۴۰۴ در جمع وزرا و معاونین دولت خود،‌ گفت: «خیلی مهم است افرادی که تصمیم‌سازی می‌کنند، چگونه و با چه هنری تصمیمات را بتوانند به‌گونه‌ای بسازند که درست و دقیق باشند. ما مواردی داشتیم که افرادی که تصمیم‌سازی می‌کردند، به‌دلیل اشتباه آنان، اگر درست دقت نمی‌شد، شاید کل کشور دچار یک معضل بزرگ می‌شد.» اظهارات روحانی به اطلاعاتی برمی‌گردد که دستگاه‌های اطلاعاتی در اختیار تصمیم‌گیران کشور قرار می‌دهند. اطلاعاتی که مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد. «تصمیم‌سازی بر اساس اطلاعات بی‌مبنا» فقط یک خطای فنی نیست؛ سازوکاری ساختاری است که می‌تواند جنگ، تحریم، سرکوب یا فروپاشی سیاسی را رقم زند.

به گزارش ایران وایر، جمله‌ای مشهور از «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی ثبت و ضبط شده که می‌گوید: «جنگ نخواهد شد، مذاکره هم نخواهیم کرد.» این مشهورترین ادعای عالی‌ترین مقام سیاسی-مذهبی کشور است که نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌گیری بر مبنای اطلاعات بی‌پایه و اساس، هم کشور را درگیر جنگ کرد و هم مذاکره (البته بی‌حاصل) انجام شد.

بزرگ‌نمایی تهدید و خطر درگیر شدن ایران در یک جنگ منطقه‌ای

حسن روحانی در این نشست یک نمونه از اطلاعات غلط که می‌توانست کشور را وارد یک بحران جدی کند، نقل کرده است. اطلاعاتی که در اوایل دهه ۷۰ و در جریان حمله عراق به کویت و حضور نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در منطقه به عالی‌ترین مقام‌های سیاسی کشور ارایه شده است.

 او ماجرا را این‌گونه نقل کرده: «ما در سال ۶۹ در شرایطی بودیم که کویت توسط عراق و صدام اشغال شده بود و ائتلافی تشکیل شده بود تا کویت را آزاد کند. وقتی این ائتلاف شکل گرفت و اولین واحد از نیروها به منطقه آمدند، یک دستگاه اطلاعاتی به ما خبر داد و گفت این ائتلاف برای آزادی کویت نیامده‌اند، این ائتلاف برای حمله به ایران آمده‌اند. خُب خیلی مساله مهمی بود که این ائتلاف برای چه مقصدی آمده‌اند. آن دستگاه اطلاعاتی این نامه را هم به من که آن وقت دبیر شورای عالی امنیت ملی بودم و هم به رییس‌جمهور نوشته بود که آن وقت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود، من همان لحظه تلفنی با آن مسوول صحبت کردم و گفتم آیا این گزارش دقیق است؟ گفت بله ما دلایل کافی داریم. گفتم پس، فردا ۷ صبح ما جلسه می‌گذاریم شما با کارشناسان‌تان بیایید. ما صبح فردا جلسه تشکیل دادیم و در آن جلسه دیدیم که این آقا هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای ندارد. دلایلی داشت که بیشتر تحلیل بود. با این‌که این دستگاه، دستگاه اطلاعاتی بود و می‌بایست به ما اطلاعات می‌داد، نه تحلیل که متاسفانه حرف‌های او بیشتر تحلیل بود. آن‌جاهایی هم که اطلاعات بود، اطلاعات قابل اعتمادی نبود. من البته در آن جلسه با لحن تند با آن مسوول برخورد کردم و گفتم که شما می‌دانید چه کار کردید؟ شما می‌دانید اگر مسوولین بر مبنای این گزارش نادرست شما عمل می‌کردند بعد چه بلایی سر کشور می‌آمد؟ البته در آن جلسه جمع‌بندی شد و به آیت‌الله هاشمی که رییس‌جمهور بود گزارش دادم. رونوشت آن نامه را هم خدمت مقام معظم رهبری فرستادم و با استدلال گفتیم که حرف این دستگاه اطلاعاتی نادرست است.»

حسن روحانی، نام دستگاه اطلاعاتی مدنظر را اعلام نکرده اما بررسی سوابق تاریخی این ماجرا نشان می‌دهد که احتمالا مرجع اطلاعات ارایه شده به مقام‌های عالی کشور، «حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» بوده است. اطلاعاتی که رد آن در بیانیه فرمانده وقت سپاه پاسداران مشهود است.

«محسن رضایی»، فرمانده وقت سپاه در این بیانیه می‌گوید: «حضور نیروهای آمریکایی در خلیج فارس برای منطقه خطرناک‌تر از اشغال کویت است.» اطلاعات سپاه که حسن روحانی آن را تحلیل عناصر اطلاعاتی عنوان کرده نه اطلاعات موثق، بر این پایه استوار بود که حضور آمریکا در منطقه «بسیار خطرناک» است و هدفی جز رفع اشغال کویت را دنبال می‌کند. تحلیلی که در رسانه‌های آن زمان از جمله روزنامه جمهوری اسلامی منعکس و به خط فکری نیروهای رادیکال تبدیل شد ولی در آن مقطع شورای عالی امنیت ملی به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس‌جمهور وقت، فریب این اطلاعات را نخورد و بر موضع بی‌طرفی ایران در این جنگ اصرار ورزید. برخلاف تندروها و فرماندهان سپاه، دولت معتقد بود حضور نیروهای آمریکایی در منطقه امری موقتی است، نه شروع یک منازعه مستقیم با ایران.

این یک نمونه از اطلاعات غلطی است که روحانی بارها نسبت به آن هشدار داده و می‌گوید: «تحلیل اشتباه که می‌توانست کشور را وارد مواجهه پرهزینه کند.» همانگونه که سردار «امیرعلی حاجی‌زاده»، فرمانده پیشین هوا-فضای سپاه پاسداران پیش از حمله اسراییل و آمریکا به ایران، اطمینان داده بود که حمله‌ای صورت نمی‌گیرد. سردار حاجی‌زاده در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود: «چون ابعاد و گسترده این اتفاق (جنگ) را نمی‌توانند محاسبه کنند (آمریکا و اسراییل)، چون منطقه به آتش کشیده می‌شود، مطلقا دنبال این بحث (جنگ) نیستند. … من همین‌جا عرض کنم به مردم عزیز ایران، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. کسی نگران جنگ نباشد، هیچ جنگی صورت نمی‌گیرد. ما البته در سیستم خودمان آماده جنگ می‌شویم که جنگ نشود. جنگ نمی‌شود، چون نمی‌توانند مدیریت کنند.» اطلاعات و تحلیل غلطی که خیلی زود نادرست بودن آن آشکار شد، هم جنگ شد و هم سردار حاجی‌زاده که به مردم اطمینان می‌داد که جنگ نمی‌شود، خود در آن کشته شد.

ساده‌انگاری تهدید و وضع تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران

حسن روحانی در مراسم تودیع خود از سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی نیز نمونه دیگری از این اطلاعات اشتباه در پرونده هسته‌ای ایران در مقطع حمله آمریکا به عراق و داغ بودن بحث احتمال حمله آمریکا به ایران در دولت بوش، را باز کرده و گفته بود:

 «…تا آن مقطع، سازمان انرژی اتمی ایران مرجع اصلی رسیدگی به این پرونده (پرونده هسته‌ای) بود و هم جنبه‌های فنی و هم جنبه‌های سیاسی موضوع را مدیریت می‌کرد. وزارت امور خارجه هم در مقاطع مختلف کمک‌هایی می‌کرد، اما مسوولیت اصلی برعهده سازمان انرژی اتمی بود. با این حال، به‌تدریج این احساس به‌وجود آمد که این پرونده دیگر یک موضوع صرفا فنی یا اداری نیست و باید در سطح بالاتری بررسی و درباره آن تصمیم‌گیری شود. به همین دلیل، شورای عالی امنیت ملی برای نخستین‌بار وارد بررسی این مساله شد تا مسیر آینده مشخص شود. جلسات متعددی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار شد، …در این جلسات، اختلاف‌نظرهای جدی و آشکار میان دستگاه‌های مختلف نمایان شد. سازمان انرژی اتمی معتقد بود که پرونده هسته‌ای ایران مساله مهم و خطرناکی نیست و می‌توان آن را در همان نشست شورای حکام حل‌وفصل کرد. در مقابل، وزارت امور خارجه هشدار می‌داد که این پرونده مسیر بسیار دشوار و پرخطری در پیش دارد و اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به بحران بزرگی منجر شود. در واقع، این دو نهاد دیدگاه‌هایی کاملا متضاد داشتند.»

 ایران در آن مقطع با پیشنهاد پذیرش پروتکل الحاقی مواجه بود و از طرفی جریانی در داخل، امضای پروتکل را خیانت می‌دانست. یعنی تهدید وجود داشت و جدی هم بود ولی بحث بر سر این است که دستگاه‌های اطلاعاتی یا تهدید را هیچ می‌انگاشتند یا آن‌قدر اغراق‌آمیز تهدید را بزرگ جلوه می‌دادند که امکان بازیابی و جلب آمادگی به ایران برای مواجهه با این تهدید را نمی‌داد.

به عبارت دیگر، ساده‌انگاری تهدید، باعث می‌شد ایران بدون آمادگی، بدون دیپلماسی پیشگیرانه، پرونده را دنبال و پرونده به شورای امنیت برود و تحریم‌هایی علیه ایران ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد وضع شود، که اتفاقا همین اتفاق هم در نتیجه «کاغذ پاره خواندن تحریم‌ها» توسط «محمود احمدی‌نژاد»، رییس جمهور ایران افتاد.

چرا مقام‌ها بازی دستگاه‌های اطلاعاتی را می‌خورند؟

تصمیم‌گیری بر پایه اطلاعات بی‌مبنا، یکی از خطرناک‌ترین نقاط تلاقی سیاست، قدرت و اطلاعات است. اطلاعات بی‌مبنا الزاما «دروغ آشکار» نیست، گاهی دستگاه‌های اطلاعاتی، اطلاعات ناقص را عمدا کامل نمی‌کنند؛ گاهی تحلیل‌های حدسی را به‌عنوان اطلاعات قطعی ارایه می‌کنند، یعنی به‌جای به‌کار بردن واژه هایی چون «نشانه‌هایی وجود دارد» از عبارت «تهدید جدی یا خطر قریب‌الوقوع» استفاده می‌کنند؛ گاهی اطلاعات را از منابع غیرقابل راستی‌آزمایی دریافت و مخابره می‌کنند و گاهی هم اصل اطلاعات درست است اما در یک چارچوب تحلیلی غلط ارایه کرده و باعث گمراهی می‌شوند.

مقام‌های ارشد حکومت در مقام تصمیم‌گیری به واقعیت خام دسترسی ندارند، بلکه براساس روایت‌ اطلاعاتی، تصمیم‌ می‌گیرند. این روایت‌ها می‌تواند گمراه‌کننده باشد. خصوصا در جوامعی که تصمیم‌گیری فردی است، دستگاه اطلاعاتی با شناخت نسبت به عقاید،‌ آرا و اندیشه‌های شخص حاکم، اطلاعات را با همسویی بالا با ترجیحات سیاسی او در اختیارش می‌گذارند،‌ یا داده‌های مخالف را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند. در نتیجه اطلاعات بیش از آن‌که مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد، توجیه تصمیم می‌شود و بدتر این‌که گاهی اطلاعاتی وجود دارد ولی به‌دلیل در تناقض بودن با باورهای حاکم، ارایه نمی‌شود و مخفی می‌ماند و رهبری غافل از این‌که برخی اطلاعات مخفی شده، با فرض اشراف اطلاعاتی، تصمیماتی اتخاذ می‌کند.

یکی دیگر از پارامترهای مهم که در جمهوری اسلامی هم صادق است، «رقابت اطلاعاتی» است. وقتی تعدد دستگاه‌های اطلاعاتی وجود دارد، رقابت ناسالم میان این نهادها، هم احتمال نفوذ در آن‌ها را زیاد می‌کند و هم در این فضای رقابتی، گزارش‌های غیرموثق می‌تواند به‌عنوان اطلاعات مهم و فوری به مقام‌ها ارایه شود.

با در نظر گرفتن این واقعیت که معمولا تصمیم‌های امنیتی در شرایط بحران، شوک و در فضایی احساسی اتخاذ می‌شود و جایی برای بررسی متقاطع وجود ندارد، اهمیت اطلاعات و اشراف اطلاعاتی در تصمیم‌گیری دو چندان می‌شود. حال اگر تصمیم‌گیری در حوزه‌های امنیتی برپایه اطلاعات بی‌مبنا باشد، جنگ، تحریم، سرکوب داخلی و از دست رفتن اعتماد عمومی و مشروعیت نظام، تبعات غیرقابل کتمان آن است؛ همان‌گونه که جامعه ایران در حال پرداختن هزینه‌های این تصمیمات‌ است.

مطالب مرتبط

نگا القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگرچه این تخلفات جدید نیستند، اما تنوع در اشکال و اهداف آن‌ها همچنان ادامه دارد. جدیدترین نمونه، تلاش تعدادی از شهرک‌نشینان برای آتش زدن مسجدی در روستای برقع در شرق رام‌الله بود. مهاجمان پس از آتش زدن خودرویی در نزدیکی مسجد، درهای آن را شکستند و ورودی مسجد را به آتش کشیدند، با وجود آنکه می‌دانستند نمازگزاران در داخل حضور دارند. روشن است که این نوع جنایت فراتر از تلاش برای ارعاب مردم فلسطین و وادار کردن آنان به ترک خانه‌ها و اموالشان است؛ زیرا مسجد را با اهمیت آشکار مذهبی آن هدف قرار می‌دهد. این اقدام، با نمادهای معنوی‌اش، نمونه‌ای آشکار از رویه نژادپرستانه‌ای است که سقوط رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطوح تبعیض نژادی و مذهبی و زشت‌ترین اشکال آپارتاید را تأیید می‌کند.

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

مطالب پربازدید

مقاله