دانشجویان، تجار و روشنفکران جامعه از تبعات و فساد حاصل از تأسیس این کنسرسیوم آگاه بودند.

بوی تند نفت از کودتای ۲۸ مرداد تا حادثه‌ ۱۶ آذر

محمدهادی جعفرپوروکیل دادگستری

در این بین، کمک‌های مالی آمریکا که در عمل بازگرداندن کسر کوچکی بود از سود شرکت‌های نفتی آمریکایی که در نفت ایران سرمایه‌گذاری کرده بودند،‌ در برابر سودی که آمریکا از ایران در مقام متحد استراتژیک در جنگ سرد می‌برد، تقریبا به حساب نمی‌آمد. نفوذ هر‌چه بیشتر آمریکا در سیاست ایران و‌ در بدنه حکومت پهلوی، برابر بود با افول نفوذ بریتانیا در امور ایران و حذف بقایای حزب توده و نیروهای ناراضی به‌جا‌مانده از دولت مصدق. شاه همان مهره مورد نیاز دولت آمریکا بود؛ شخصیتی جاه‌طلب که خودش را در هیبت رهبر منطقه و چهره موجه بین‌المللی می‌دید و برای رسیدن به این آرزو، گوش به فرمان دولت آمریکا شروع کرد به قلع‌و‌قمع‌کردن مخالفان. پاییز پس از کودتا فصل جولان شاه بود در سرکوب اعتراضات مردمی. دولت شاه در دو جبهه بازار و دانشگاه تهران، جنبش‌های اعتراضی را در هم کوبید. اقدامات سرکوبگرانه شاه، توده مردم، جنبش دانشجویی و چپ‌های زخم‌خورده از ۲۸ مرداد ۳۲ را به بمبی ساعتی تبدیل کرده بود که منتظر جرقه‌ای برای انفجار بودند. آمدن ریچارد نیکسون آمریکایی حکم همان جرقه را داشت. ورود معاون‌اول رئیس‌جمهوری آمریکا، بیشتر بهانه‌ای بود برای اعلام انزجار از سیاست‌های شاه.

گرچه بنا بر مستندات تاریخی، طراح اصلی تظاهرات ۱۶ آذر ۳۲ چپ‌های زخم‌خورده از سیاست‌های آمریکا بودند، اما علت اصلی تظاهرات مردمی، سیاست‌های حکومت پهلوی پس از مرداد ۳۲ و ملی‌شدن نفت بود. انعقاد قراردادهای نفتی با کمپانی‌های نفتی آمریکایی، یکی از اهداف مهم دولت آمریکا برای پس از کودتا طراحی شده بود، اما هدف غایی و اصلی دولت آمریکا تأسیس یک کنسرسیوم نفتی از شرکت‌های مختلف نفت آمریکا بود؛ هدفی که در دولت مصدق ناکام مانده بود و در دولت پس از کودتا با صدارت علی امینی بر وزارت دارایی، مسیر تحقق آن فراهم شده بود.

دانشجویان، تجار و روشنفکران جامعه از تبعات و فساد حاصل از تأسیس این کنسرسیوم آگاه بودند. این کنسرسیوم می‌توانست کل نفت ایران را که حالا با عنوان ملی شناخته می‌شد، خریداری کند و به سایر کشورها بفروشد. بنابراین بازاریان و دانشجویان با هدف اعلام عدم مشروعیت سیاست‌های حکومت پهلوی، در تظاهرات ۱۶ آذر حضور یافتند.

منبع شرق

مطالب مرتبط

عاصم امین :مترجم علی سرداری

علاقهٔ مارکس به اقتصاد از بینش تاریخی او جدا نبود؛ او ساخت اقتصادی را بنیانی می‌دانست که نظام‌های سیاسی، حقوقی و فرهنگی بر آن استوارند. توسعهٔ ابزار تولید و روابط تولیدی، تحولات عمدهٔ تاریخ را توضیح می‌دهد. از اینجا «ماتریالیسم تاریخی» پدید آمد که توسعهٔ جوامع را به تغییرات مؤثر در ساختار اقتصادی پیوند می‌دهد، بی‌آنکه تأثیر متقابل میان اقتصاد و سایر پدیده‌های اجتماعی را انکار کند.

تامر غزال:مترجم علی سرداری

ا این حال، از بین بردن این رکود ممکن است. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که روشنفکران و وبلاگ‌نویسان تصمیم بگیرند حاشیه را ترک کنند و به «مهندسان آگاهی» تبدیل شوند. شکستن این چرخه معیوب مستلزم گذار از «انتقاد از بحران» به «ایجاد جایگزین» است؛ با ساده‌سازی دانش، تبدیل فلسفه‌های پیچیده به ابتکارات انعطاف‌پذیر اجتماعی و ابزارهای توانمندسازی دیجیتال و مبتنی بر دانش که به جوانان و نسل نوظهور در زندگی روزمره‌شان کمک کند. وقتی عمق یک ایده با اراده برای اقدام عملی تلاقی می‌کند، سر و صدای زودگذر محو می‌شود و پایه‌های محکمی ساخته می‌شود؛ پایه‌هایی که سیاست و توسعه را وادار می‌کند با نبض واقعی خیابان همگام شوند.

عبدالرزاق دهنون:مترجم علی سرداری

اما انقلاب‌های مدرن اغلب موتورهای خود را به سمت نوعی جنون مخرب منحرف می‌کنند و امیدها برای تغییر رادیکال با افزایش هزینه‌های تغییر از میان می‌رود. آیا نقل‌قول معروف ضدانقلابی ژاک مالت دو بان حقیقت دارد که می‌گفت: «انقلاب، همچون زحل، فرزندان خود را می‌بلعد»؟
انقلاب‌ها در اصل با هدفی آغاز می‌شوند که در عمل اغلب خلاف آن پیش می‌روند. هانا آرنت می‌گوید: «متأسفانه آزادی در کشورهایی که هرگز انقلابی نداشته‌اند، بهتر حفظ شده است.» از این سخن می‌توان دریافت که انقلاب تنها نقطهٔ عطفی خطرناک است.

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی