ملی مذهبی _ مدیر عامل آبفای منطقه پنج تهران روز شنبه ۱۸ مردادماه (۹ اوت) نسبت به وضعیت “تنش جدی آبی” هشدار داد و در حضور خبرنگاران اعلام کرد که “تهران آب ندارد”.
به گزارش دویچه وله؛ محمد تقی حسینزاده میزان آب موجود سدها برای تهران را “تا پایان شهریور” اعلام کرد و در پاسخ به این سوال که آیا با انتقال آب از سد طالقان به تهران این مشکل مرتفع میشود، گفت: «باید در نظر داشت سد طالقان نیز محدودیتهایی را دارد زیرا باید به میزان آب پشت سد و محدودیتهای کشاورزی نیز توجه کرد.» در همین حال عباس علیآبادی، وزیر نیرو روز شنبه با اشاره به این که خط لوله جدید طالقان، هر ثانیه تا ۲۵۰۰ لیتر آب به تهران منتقل میکند، توضیح داد: «پروژه انتقال آب طالقان در دو فاز طراحی شده و هدف آن تأمین آب پایدار برای سه استان قزوین، البرز و تهران است.»
به گفته وی، براساس برنامهریزی انجامشده، سهم تهران از این طرح حدود ۲ تا ۲.۵ متر مکعب در ثانیه خواهد بود که میتواند بخشی از نیاز آبی این کلانشهر را تأمین کند.
وزیر نیرو با تاکید بر این که نمیتوان تنها به بارندگی متکی بود، بر لزوم اقدامات مهندسی دقیق، استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود و اجرای پروژههای زیرساختی برای عبور از بحران خشکسالی تاکید کرد.
دولت جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، اول مرداد ۱۴۰۴، را برای استان تهران تعطیل اعلام کرده است؛ نه به خاطر مناسبتی ملی یا مذهبی، بلکه به دلیل آنچه سخنگوی دولت «تداوم گرمای شدید و ضرورت صرفهجویی در مصرف آب و برق» خوانده است.
این تعطیلی، اگرچه از سوی فاطمه مهاجرانی فرصتی برای “استراحت” توصیف شده، در واقع میتواند هشداری نمادین نسبت به یکی از عمیقترین بحرانهای زیستمحیطی تاریخ معاصر ایران، یعنی فروپاشی نظام آبرسانی پایتخت، تلقی شود.
تهران بیآب؛ “وخیمترین وضعیت در صد سال اخیر”
گفته میشود که از میان چهار سد اصلی تأمینکننده آب تهران، وضعیت سه سد به مرحله هشدار مطلق رسیده است.
ذخیره موجود در این سدها به نسبت ظرفیت مخازن آنها، در مورد سد لار فقط ۷ درصد، در مورد سد لتیان ۲۰ درصد و در مورد سد امیرکبیر تنها ۳۸ درصد عنوان میشود.
به گزارش شرکت آب و فاضلاب تهران، شرایط فعلی “وخیمترین وضعیت منابع آبی تهران در صد سال اخیر” را نشان میدهد.
وضعیت آب پایتخت به گونهای است که عباس علیآبادی، وزیر نیرو، در اقدامی کمسابقه رسماً اعلام کرده است: «آب نیست و چارهای جز افت فشار نداریم.»
عیسی کلانتری، رئیس اسبق سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، یکشنبه ۲۹ تیرماه در گفتوگو با “انتخاب” تأکید کرد که «شرایط فعلی آبی ایران هنوز آغاز گرفتاری است و سال به سال شدت پیدا خواهد کرد.»
او هشدار داد که ادامه سیاستهای فعلی میتواند در کمتر از ده سال ایران را از منظر اکولوژیکی ناپایدار و غیرقابل زیست کند.
کلانتری بر تناقض فاجعهبار سیاستهای آبی نیز انگشت گذاشت و گفت، از یکسو مجلس شورای اسلامی خواستار صرفهجویی ۱۵ میلیارد متر مکعبی در مصرف آب است و از سوی دیگر دولت را موظف کرده در ۹۰ درصد محصولات اساسی به خودکفایی برسد.
این در حالی است که به گفته کلانتری، بخش کشاورزی که تنها ۴۰ میلیارد دلار تولید دارد، ۸۴ میلیارد دلار هزینه را، آنهم عمدتاً به دلیل مصرف بیرویه آب و تخریب محیطزیست، بر کشور تحمیل میکند.
خطر “ناآرامیهای اجتماعی و بحرانهای امنیتی”
مهدی اسمعیلی بیدهندی، استاد دانشکده محیطزیست دانشگاه تهران، در مصاحبه با ایلنا به سه عامل کلیدی در بحران فعلی اشاره کرده است.
از نظر او، کاهش نزولات جوی و تغییرات اقلیمی که آورد آب را کاهش داده، اضافهبرداشت در بالادست سدها که مانع از پر شدن مخازن شده و در نهایت، تبخیر سهبرابری آب در پشت سدها به دلیل اقلیم خشک ایران و طراحی غیراصولی سازههای آبی، سه عامل اصلیای هستند که به اوجگیری بحران فعلی دامن زدهاند.
این استاد محیطزیست هشدار داده است که در صورت ادامه این روند، نهتنها جیرهبندی آب در تهران، بلکه سناریوهای هولناکتری چون عدم دسترسی به منابع آب، ناآرامیهای اجتماعی و بحرانهای امنیتی قابل پیشبینی هستند.
سناریوی آخرالزمانی در انتظار تهران؟
بنفشه زهرایی، استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تهران، نیز با اشاره به تجربه تلخ همدان در سال ۱۴۰۱ که پس از خشکسالی شدید، تأمین آب این شهر متوقف شد، به “جماران” گفته است: «برخی از سدهای تهران به کف رسیدهاند. اگر مردم صرفهجویی نکنند، سناریوی آخرالزمانی همدان میتواند برای تهران هم تکرار شود.»
مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی ایران، صراحتاً گفته است که: «انتقال آب به تهران راه حل ریشهای نیست. باید برای مصرف بیرویه فکری عاجل کرد.»
او بر لزوم آگاهسازی عمومی، اصلاح سیاستهای مصرف، و تغییر نگرش به آب به عنوان “حق آیندگان” تأکید میکند.
با این حال، همچنان طرحهایی نظیر انتقال آب از طالقان و لار در حال اجراست؛ طرحهایی پرهزینه و زمانبر که از نگاه بسیاری از کارشناسان، بیشتر مُسکنهایی موقت برای زخمی مزمن هستند.
در این میان، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، با صراحت میگوید: «تهران رها شده است.»
اقراریان در گفتوگویی با روزنامه “هممیهن” در ۳۰ تیرماه میگوید که زیرساختهای تهران نه تنها کشش جمعیت فعلی را ندارد، بلکه توسعه افسارگسیخته شهر و بیتوجهی به بازچرخانی آب، وضعیت را به لبه پرتگاه رسانده است.
این عضو شورای شهر تهران، با اشاره به طرحهای مجلس برای تشکیل دو وزارتخانه آب و انرژی، تأکید کرده است: «تشکیل وزارتخانه هم برای تهران آب نمیشود.» بهگفته او، بحران اصلی، بحران “اراده برای مدیریت” است، نه صرفاً بحران منابع.
تهران در مرز فروپاشی زیستی
در چنین شرایطی، به گزارش رسانههای رسمی، جیرهبندی آب در محلههایی از تهران آغاز شده، فشار آب در طبقات بالای ساختمانها بهشدت کاهش یافته، و شرکت آب و فاضلاب استان تهران اعلام کرده است که تنها در صورت نصب مخزن و پمپ میتوان آب را به طبقات دوم به بالا رساند.
سایه فروپاشی زیستی، آرام و بیصدا اما قدرتمند، بر فراز پایتخت گسترده میشود. تهرانی که در طول یک قرن گذشته نماد تمرکزگرایی و توسعه صنعتی و سیاسی ایران بوده، امروز در حال تجربه پیامدهای همان تمرکز بیضابطه و مدیریت ناکارآمد است.
بحران آب در تهران صرفاً بحران یک شهر یا کلانشهر نیست؛ نشانهای است از مدل توسعهای که از نظر بسیاری از کارشناسان، به پایان خط رسیده است.
تقریبا همه این کارشناسان بر این باورند که، از سدسازیهای بیضابطه گرفته تا کشاورزی صنعتی ناپایدار، از مصرف بیرویه گرفته تا بیتوجهی به حقوق نسلهای آینده، همه و همه در یک نقطه به هم میرسند: خشکی روزافزون زمین، خشم فزاینده مردم، و نیاز فوری به اصلاحات بنیادین.
بحران آب و کاهش ۵۰ درصدی ذخایر سدها
پروژه انتقال آب طالقان به تهران در حالی صورت میگیرد که مردم استان البرز در اوج گرمای تابستان با قطعیهای بیبرنامه برق، افت شدید فشار آب و نبود اطلاعرسانی شفاف از سوی مقامات روبرو هستند.
به رغم وجود دو سد مهم (کرج و طالقان) در استان البرز، سهم ناچیز این استان از منابع آبی و انتقال عمده آب به تهران، بحران بیآبی را تشدید کرده است.
شرکت آبفا پیشتر اعلام کرده بود که کاهش ۵۰ درصدی ذخایر سدها نسبت به سال گذشته و قطعی برق در چاههای آبرسان، باعث افت فشار و قطعی گسترده در شهرهایی چون کرج، فردیس و مهرشهر شده است.
مقامات حکومت تاکنون هیچ برنامه راهبردی برای رفع بحران آب در کشور ارائه ندادهاند.
در استانهای پرجمعیت کشور چون البرز، علاوه بر ضعف مدیریتی و توزیع ناعادلانه برق، انتقال آب سدها به تهران نیز در وخیمتر شدن بحران سهم داشته است.