۳- معنویت مدنی و مترقی

بازخوانی هسته گفتمان سه گانه علی شریعتی:

مجتبی مهدوی
«آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟»-
@iranfardamag
برای شریعتی، آزادی و عدالت اجتماعی باید با معنویت مدنی، مدرن و پیشرو تکمیل شوند. با این حال، او به وضوح بیان می‌کند که آزادی و عدالت اجتماعی همچنان اولویت اصلی برای مردم عادی هستند و معنویت بدون آزادی و عدالت اجتماعی بیفایده است. شریعتی از داستان نمادین آدم و میوه ممنوعه در باغ عدن استفاده می‌کند تا اهمیت حقوق مدنی و عدالت اجتماعی را برجسته کند و نشان دهد که چگونه عرفان ممکن است به آگاهی کاذب و فریب مذهبی تبدیل شود: شریعتی استدلال می‌کند که « آدم در بهشت از همه میوه ها برخوردار بود. همه میوه‌ های باغ برایش مجاز بود، فقط یک میوه [میوه درخت آگاهی خیر و شر] بود که برایش ممنوع شده بود.» اما در دنیای ما، شریعتی ادامه می‌دهد، مردم عادی از دسترسی به «اکثر میوه‌های باغ محروم ‌اند. میوه‌های مجاز برایشان ممنوع شده‌ است.» سپس او می‌پرسد: چگونه می‌توانیم به دنبال میوه ممنوعه برویم در حالی که حقوق ابتدایی انسانی، «حقوق آدمیت»، به رسمیت شناخته نشده است؟ مردم « ابتدا باید در این باغ دارای حقوق آدمیت شوند، از میوه‌های باغ برخوردار شوند، آنگاه نوبت به میوه ممنوعه خواهد رسید. » سپس با صراحت نتیجه‌گیری می‌کند: «مردمی را که آب قنات ندارند به جستجوی آب حیات در پی اسکندر روانه کردن، و قصه خضر بر گوششان خواندن، شیطنت بدی است. آنها که عشق را در زندگی خلق جانشین نان میکنند، فریبکارانند که نام فریبشان را زهد گذاشته اند. روشنفکران ! مساله ما خوراندن ما میوه ممنوع به آدمهای این بهشت نیست، مساله خوراندن میوه‌های مجاز است.»[۱]
علاوه بر این، شریعتی به خوبی از کاستیهای عرفان رسمی آگاه است: دین و عرفان نهادینه ‌شده «به زنجیری بر پای تکامل روحی و مادی بشریت تبدیل شده است»که «انسان را از انسانیت خود جدا می‌کنند. او را به گدایی پرتوقع، بنده‌ای در برابر نیروهای ناپیدایی که از توان او خارج است تبدیل می‌کنند؛ او را از جایگاه انسانی‌اش ساقط کرده و از اراده‌اش بیگانه می‌سازد. این است دینی که امروز با آن آشناییم.»[۲] با این حال، او استدلال می‌کند که عرفان و معنویت انتقادی مدرن، چشم‌اندازی معنوی نوین ارائه می‌دهد؛ هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی آن عمیقا با فرمالیسم مذهبی و عرفان منفعل و غیرسیاسی متفاوت است. این عرفان، نوعی معنویت تلفیقی در گفت‌وگویی انتقادی با سنت‌های دینی دیگر و مفاهیم مدرن ارائه می‌دهد. در حقیقت، این یک معنویت فرادینی است..[۳]
برای شریعتی، سه‌گانه آزادی، عدالت اجتماعی و معنویت (آزادی، برابری و عرفان) ، ترکیبی مکانیکی از سه مفهوم متمایز نیست. بلکه رویکردی دیالکتیکی به سوی رهایی فردی و اجتماعی است؛ این سه وجه را به عنوان ابعاد جدایی‌ناپذیر انسان و جامعه به هم پیوند می‌دهد. در یک جمع‌بندی، سه‌گانه رهایی شریعتی، که هسته اصلی گفتمان اوست، به نوعی سوسیالیسم دموکراتیک اخلاقی/انسان‌گرا ترجمه میشود. این الگوی آرمانی به نظریه‌پردازی در باب نقش معنویت مدنی در حوزهٔ عمومی نیاز دارد تا به مدلی سیاسی و عملی قابل اجرا تبدیل شود. بنابراین، برای شریعتی بالغ، نقش دین در سطح دولت، غیررسمی و بدون چارچوب حقوقی و نهادی است؛ با این حال، دین می‌تواند نقش سازنده‌ای در ارائهٔ چشم‌اندازی معنوی در سیاست و ایفا کند و در خدمت نظریه سه‌گانه رهایی او قرار گیرد.
در مجموع، بدیلِ سه‌بعدی شریعتی از آزادی، عدالت اجتماعی و معنویت تلاشی برای عبور از سویه‌های تاریک مدرنیته، و رهایی‌بخشی انسان از «قفس آهنین» مدرنیته است. اما هم‌زمان، نقد رادیکال او بر حصار سرسخت سنت نیز اهمیتی برابر دارد. به گفته خودش، دو نیرو/گفتمان به ‌یک اندازه ویران‌گر و فریبنده ما را در چنگ خود گرفته‌اند که هر یک نوعی آگاهی کاذب، بیگانگی فرهنگی و فریب ایجاد می‌کنند: استحمار نو و نیز استحمار کهن! اولی اشاره به مدرنیتهٔ استعماری، بنیادگرایی بازار و بیگانگی ناشی از مدرنیتهٔ هژمونیک و استعماری غربی دارد. دومی ناظر بر فریب و جزم‌اندیشی دینی است.[۴]. شریعتی به نظر می‌رسد که ما را به انجام یک عمل «نافرمانی معرفتی»[۵] و « گسست» از نهادهای رسمی – «پاسدارانِ» «کلمه‌ی عقل» و «کلا‌م خدا» دعوت می‌کند. رویکرد او دعوتی است برای اندیشیدن به یک راه‌حل از درون، به سوی رهایی از همه اشکال استحمار و تحقق فرد و جامعه توانمند شده بر پایهٔ آزادی، برابری و عرفان[۶].
ایران پس از انقلاب و تحت حاکمیت الیگارشی روحانیون اسلام‌گرا، با ایران دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۴۰ که شریعتی در آن زیست، یکسان نیست. منطقه خاورمیانه و جهان نیز دگرگون شده‌اند، و این دگرگونی‌ها نیازمند اندیشه‌ای نو هستند. افزون بر این، در اندیشه علی شریعتی »نیندیشیده‌های« بسیاری وجود دارد که نسل پسااسلام‌گرای جدید ایران در حال پرداختن و توجه به آن‌هاست. به‌طور خاص، به‌نظر می‌رسد اسلام‌گرایی یکی از مهم‌ترین بخش‌های نیندیشیده‌های شریعتی باشد.
شریعتی نهاد روحانیت و علمای دینی را به دلیل نگرش ارتجاعی و واپس‌گرایانه ‌ایشان که به گذشته‌ای اسطوره‌ای و باشکوه نظر دارد، به‌شدت نقد می‌کرد. از نوشته‌های شریعتی مشخص است که او اسلامی را تصور می‌کرد که در آن انحصار تفسیر دینی در دست روحانیون نباشد. به‌زعم او، اقتدار روحانیت و دین سازمان‌یافته در ایران نماینده «تشيع صفوی» است – تشیعی منفعل و غیرسیاسی که تشیع انقلابی و پیشرو «علوی» را فاسد کرده است. او استدلال میکرد که اسلام سازمان‌یافته روحانیت، به ‌مثابه‌ پایگاه اجتماعی-فرهنگی استبداد سیاسی عمل کرده است، دینی که از مسئولیت‌های اجتماعی خود کنار کشیده شده، از سیاست زدوده شده مگر برای مشروعیت‌بخشی به نظم اجتماعی موجود، و به تقوای فردی و زهد فروکاسته شده است.[۷] شریعتی بر این باور بود که یک الهیات رهایی‌بخش اسلامی و یک رنسانس/اصلاحات اسلامی می‌تواند راه‌حلی برای رکود و وضعیت ایستای اجتماعی ایران باشد[۸]. با این حال، ظهور اسلام‌گرایی انقلابی در ایران پس از انقلاب را شاید بتوان یکی از مهمترین »نیندیشیده‌ها« در اندیشه شریعتی دانست. پرسش این است که آیا شریعتی قدرت سازمانی-اجتماعی روحانیت و امکان ظهور اسلام‌گرایی رادیکال در ایران پس از انقلاب را دست‌کم گرفته بود؟ به نظر می‌رسد که او هرگز بازگشت و بازتولید همان اسلام روحانیت‌محور، ارتجاعی و محافظه‌کارِ تشیع صفوی را پیش‌بینی نکرده بود؛ اسلامی که این‌بار در قالب تشیع انقلابی علوی، یعنی اسلام‌گرایی انقلابی، ظاهر شد. اسلام‌گرایی را شاید بتوان به‌عنوان یکی از مفاهیم نااندیشیده در اندیشه‌ی شریعتی قلمداد کرد.
بنابراین، با توجه به شرایط ایران پس از انقلاب، ضروری است که درباره‌ی چگونگی به چالش کشیدن هژمونی اسلام‌گرایی و اشکال پیچیده‌ی سلطه‌ی آن، تفکری نو صورت گیرد. این وضعیت جدید، همچنین ممکن است نیازمند بازاندیشی در باب ماهیت و شیوه‌های اصلاح دینی اسلامی باشد. برخی روشنفکران دینی لیبرال پیش از این گفتمان هژمونیک ولایت فقیه را به چالش کشیده‌اند، اما نیاز به نقدی رادیکال‌تر و پیچیده‌تر، نه فقط از اسلام‌گرایی روحانیت‌محور، بلکه از تمام ابعاد هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی اسلام‌گرایی احساس می‌شود. این امر به‌ویژه در پی خیزش «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱، اهمیت و ضرورت بیشتری یافته است.(ادامه دارد)
———————————————————————————————————————–
[۱] علی شریعتی، گفت‌وگوهای تنهایی، مجموعه آثار ۳۳ (تهران: آگاه، ۱۳۷۴)، ص ۱۲۶۶
[۲] شریعتی، «خودسازی انقلابی»، صص. ۵۲، ۶۰
[3] Mahdavi, ‘Post-Islamist Trends’, 102–6.
[۴] شریعتی، «خودسازی انقلابی»
[5] “epistemic disobedience”. نگاه کنید به: Walter Mignolo, ‘Foreword: Yes, We Can’, in Can Non-Europeans Think? ed. Hamid Dabashi (London: Zed Books, 2015), viii–xlii.
[6] Mojtaba Mahdavi, ‘Iran: Multiple Sources of a Grassroots Social Democracy?’, in Iran’s Struggles for Social Justice: Economics, Agency, Justice, Activism, ed. Peyman Vahabzadeh (New York: Palgrave Macmillan, 2017), 284.
[۷] .(تهران: چاپخش، ۱۳۷۷) علی شریعتی، «تشیّع علوی، تشیّع صفوی»، مجموعه آثار ۹
[۸] علی شریعتی، چه باید کرد؟
________________________________________
#ایران_فردا
#معنویت_مدنی
#بازخوانی_علی_شریعتی
#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک
https://t.me/iranfardamag

مطالب مرتبط

بیانیه نهضت آزادی ایران

نهضت آزادی ایران سیاست سانسور، گزینش‌گری و تحریف اخبار در سازمان صداوسیما را قویاً محکوم می‌کند و خواستار پاسخگویی روشن و شفاف مدیریت ارشد این سازمان، فراتر از برکناری یک مجری یا مدیر شبکه، در برابر افکار عمومی ملت است؛ همچنین پرونده‌سازی قضایی علیه رسانه‌های مستقل صوتی وتصویری را محکوم می‌کند وآن را نمونه آشکار دیگری از سیاست حذف صداهای مستقل از فضای رسانه‌ای کشور می‌داند.

الإسلام واحداً و متعدداً نام مجموعه‌ای است که زیر نظر نویسنده و پژوهشگر نام‌آشنای تونسی دکتر عبدالمجید الشرفی و توسط انتشارات دار الطلیعه منتشر میشود. تاکنون شانزده کتاب از این سلسله پژوهش‌ها به چاپ رسیده است. الإسلام الخارجی، اسلام المتکلمین، الإسلام السنی، الإسلام الشعبی، الإسلام الحرکی، اسلام الفلاسفه، الإسلام فی المدینه، الإسلام الأسود، الإسلام الآسیوی، اسلام الفقهاء، اسلام المتصوفه، اسلام المجددین، الإسلام العربی، اسلام عصور الإنحطاط، اسلام الأکراد، اسلام الساسه. همان‌طور که از نام این مجموعه پیداست، به‌نظر نویسندگان و در رأس آن‌ها ناظر پروژه، اسلام در حالی که واحد است،

نهضت آزادی ایران، ضمن محکومیت حمله تروریستی دولت آمریکا:

نهضت آزادی ایران ضمن محکومیت حمله تروریستی دولت آمریکا علیه سردار قاسم سلیمانی خواستار خویشتن‌داری و صبوری و مآل اندیشی و پرهیز از اقدامات عجولانه شد. 

مطالب پربازدید

مقاله