در لحظهای که درد با خشم آمیخته بود، عبدالباری عطوان فریاد زد و نسبت به لحظهای سرنوشتساز برای آرمان فلسطین و کل منطقه هشدار داد. فریاد او صرفاً ژست رسانهای نبود، بلکه شهادتی بود از سنگر کرامت؛ از مردی که بزرگی خطری را که در شرف پایان دادن به حلقه نهایی فلسطین است، درک میکند.
آنچه بهعنوان توافق آتشبس در غزه تبلیغ میشود، چیزی جز پوششی سیاسی برای طرحی گستردهتر نیست؛ طرحی که هدف آن پایان دادن به مرحله مقاومت و هموار کردن مسیر برای پروژهای منطقهای به رهبری اسرائیل در پشت صحنه، با همدستی برخی احزاب عربی و سکوت بینالمللی است. عطوان آنچه در راه است را خطرناکتر از اسلو و کمپ دیوید توصیف میکند، زیرا این مرحله نه تنها به دنبال خشکاندن منابع حمایت است، بلکه ساختار روانی و سیاسی مقاومت را نیز از بین میبرد.
طرح اشغالگران دیگر صرفاً بر بمباران یا تهاجم متکی نیست، بلکه شکل خطرناکتری به خود گرفته است: تشکیل شبهنظامیان داخلی با نامهای غیرنظامی که مأموریتشان محاصره گروههای مقاومت و ایجاد تفرقه در جامعه فلسطین است. مکانهای این گروهها دیگر راز نیست؛ از شرق رفح تا حومه شجاعیه امتداد یافتهاند. آنها با بودجه خارجی تغذیه میشوند و منتظر لحظهای هستند تا آنچه از مقاومت باقی مانده است را تضعیف کنند.
اما دایره خطر در مرزهای غزه پایان نمییابد. اسرائیل دیواری در اطراف کرانه باختری ساخته و اکنون در تلاش است محاصرهای سیاسی در سطح منطقه ایجاد کند: کشورهای عربی که روابط خود را با اسرائیل عادی کردهاند، سوریه که با فشار خنثی شده، لبنان که از جنوب محاصره شده و ایران که قلب امنیت و ثباتش هدف قرار گرفته است. محاصره کامل شده و دیگر جغرافیایی نیست، بلکه سیاسی و استراتژیک است.
در این زمینه، عطوان از قیاسی تند اما دقیق استفاده میکند. نتانیاهو در سناریوی فعلی صرفاً یک رهبر اسرائیلی نیست، بلکه «پیشاهنگی» است که توسط ایالات متحده خلق شده و رها شده تا گله رژیمهای عربی را به سوی کشتارگاه هدایت کند. پیشاهنگ، همانگونه که در فرهنگ بادیهنشینان شناخته میشود، قوچی است که در انزوا از گله بزرگ میشود و سپس آن را به هر کجا که چوپان بخواهد هدایت میکند. این همان کاری است که اسرائیل از طریق نتانیاهو انجام میدهد و اعراب با میل و رغبت از او پیروی میکنند، بیآنکه بدانند این مسیر به صلح منتهی نمیشود، بلکه به پاک کردن تاریخ میانجامد.
سوریه با توهم لغو تحریمها فریب خورده است. لبنان مجبور به سکوت در مرزهای خود شده است. به کشورهای خلیج فارس در ازای فراموش کردن فلسطین، پول و سلاح پیشنهاد میشود. مقاومت نیز در دژ خود مورد آزار قرار میگیرد و به نام کاهش تنش، از حمایت مردمی و سیاسی محروم میشود.
فریاد عطوان یک سخنرانی احساسی نبود، بلکه هشداری تلخ از سوی مردی بود که در انزوا زندگی نمیکند؛ مردی که خیمه غزه را در درون خود احساس میکند و عطر خاک آن هرگز رهایش نمیکند. وقتی گفت عزت از دست رفته است، به برههای از تاریخ عرب اشاره داشت که در آن گرسنگی و بندگی بر اورشلیم اولویت یافته است.
این یک پیشگویی نیست، بلکه توصیفی دقیق از گامی حسابشده است که اکنون در حال اجراست. اگر این توافق انجام شود، فلسطین تنها نامی بر روی قطعنامهها خواهد بود و مقاومت به خاطرهای تبدیل خواهد شد که زیر پرچمهای توسعه و گشودگی سوگواری میشود.
سقوط ناگهانی رخ نمیدهد؛ گاهی با سکوت آغاز میشود، سپس با آتشبس، بعد با محاصره… و سپس هیچ چیز.
منبع رای الیوم