عبد الحميد صيام :مترجم علی سرداری

اسرائیل و سلطه بر خاورمیانه

وقتی به صحنه بزرگ خاورمیانه ــ چه کشورهای عربی و چه غیرعربی مانند ایران، ترکیه و قبرس ــ می‌نگریم و رویارویی‌ها، بحران‌ها و رقابت‌های تسلیحاتی جاری را بررسی می‌کنیم، به‌سادگی به یک واقعیت اساسی می‌رسیم: امنیت اسرائیل وجه مشترک همه این تحولات است و کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده آماده‌اند برای اسرائیل وارد جنگ‌های بی‌پایان شوند.
می‌خواهم به دو گزارش تحقیقی درباره کمک‌های اقتصادی و نظامی این مجموعه در طول جنگ کشتار اشاره کنم. گزارش نخست، درباره شرکت‌هایی است که در تسلیح و توانمندسازی اسرائیل و حمایت از اقتصاد آن نقش داشته‌اند. این گزارش را دفتر گزارشگر حقوق بشر برای سرزمین‌های اشغالی فلسطین، فرانچسکا آلبانیز، در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۵ با عنوان «از اقتصاد اشغال تا اقتصاد نسل‌کشی» منتشر کرده است. تعداد شرکت‌ها، نهادهای تجاری و دانشگاه‌های همکار به حدود ۱۰۰۰ شرکت می‌رسد که در سرزمین‌های اشغالی سرمایه‌گذاری، معامله و اجرای پروژه‌ها ــ از جمله شهرک‌سازی ــ می‌کنند. هر کسی که علاقه‌مند باشد باید این گزارش ۳۷ صفحه‌ای را که شامل دقیق‌ترین جزئیات است، مطالعه کند.
گزارش دوم مربوط به کشورهایی است که پس از ۷ اکتبر انواع سلاح و مهمات را در اختیار اسرائیل قرار دادند. این گزارش را الجزیره انگلیسی با عنوان «نه فقط ایالات متحده – از هند تا برزیل؛ ۵۱ کشور اسرائیل را در طول جنگ غزه مسلح کردند» در ۲۳ مه ۲۰۲۶ منتشر کرده است. این گزارش اساساً بر تحلیل داده‌های سازمان مالیات بر واردات اسرائیل استوار است. بیشتر این صادرات پس از آن انجام شد که دیوان بین‌المللی دادگستری در ژانویه ۲۰۲۴ بسته‌ای از تصمیمات احتیاطی صادر کرد که نشان‌دهنده خطر نسل‌کشی در غزه بود. بزرگ‌ترین صادرکنندگان پس از ایالات متحده عبارت‌اند از: هند، رومانی، تایوان و جمهوری چک؛ سپس آلمان، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا. هنگ‌کنگ (چین) و پورتوریکو، ایالات متحده آمریکا، در انتهای فهرست قرار دارند. گزارش نشان می‌دهد که محموله‌های تسلیحاتی از کشورهای اروپایی ــ علیرغم اعلام محدودیت در صادرات ــ همچنان وارد می‌شود؛ مانند فرانسه که پس از اعلام توقف تسلیح اسرائیل، ۲۵ محموله تسلیحاتی صادر کرده است.
اسرائیل ایالات متحده را در جنگ دخیل کرده و اکنون برای تحریک ترکیه تلاش می‌کند و پاکستان نیز در جنگی همه‌جانبه با هند و افغانستان درگیر خواهد شد.
هیچ‌کس نباید فریب داستان حمایت از «راه‌حل دو دولتی» را بخورد. این سخن صرفاً مصرف رسانه‌ای دارد. مقامات درمانده اسلو کوشیده‌اند برخی اقشار مردم فلسطین را متقاعد کنند که این راه‌حل ممکن است، تا جایگزینی برای داستان رهایی، مبارزه و مقاومت ارائه دهند.
بنابراین، باید روشن گفت: همه جنگ‌هایی که در منطقه رخ می‌دهند ــ چه فرامرزی و چه در داخل مرزهای یک کشور ــ در خدمت همین هدف هستند. آیا برای دیدن حملات روزانه آمریکا به ایران به دوربین دوچشمی نیاز داریم؟ پاسخ ایران نیز به حضور آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اردن، عراق و سوریه می‌رسد. سپس یمن و عربستان تحریک می‌شوند، رویارویی‌ها آغاز می‌شود، عربستان و آمریکا حملاتی را به عراق انجام می‌دهند، کردهای عراق به نمایندگی از آمریکا مداخله می‌کنند و ایران اربیل را بمباران می‌کند. حتی مصر نیز از درگیری‌ها در امان نمانده است؛ یکی از راهپیمایی‌ها به بندر دمیتا و انبار گاز محلول آمریکایی رسید. همه این جنگ‌ها در نهایت در خدمت اسرائیل هستند؛ اسرائیل انسان را به جان انسان می‌اندازد و تماشا می‌کند، اما از همه این تحولات برای پیشبرد جنگ همه‌جانبه کشتار علیه مردم فلسطین ــ از اکتبر ۲۰۲۳ تا امروز که حتی یک لحظه هم متوقف نشده ــ بهره‌برداری می‌کند.
هرگاه اوضاع آرام می‌شود و سخن از بازگشت مذاکرات و دور شدن از آستانه جنگ تمام‌عیار به میان می‌آید، اسرائیل و سلاح‌هایش دوباره منطقه را ملتهب می‌کنند تا جنگ میان متحدان و دشمنان ادامه یابد؛ به شرط آنکه حتی یک قطره خون اسرائیلی ریخته نشود. هیچ مخالفتی با سقوط سربازان یا شهروندان آمریکایی در کشورهای خلیج فارس، اردن، سوریه، لبنان، عراق، یمن و فلسطین وجود ندارد.
صحنه لبنان نیز روشن است و می‌توان آن را در این جمله خلاصه کرد: «یا حزب‌الله را از طریق ارتش حذف می‌کنید، یا ما به هدف قرار دادن تمام مناطقی که معتقدیم حزب در آن حضور دارد ادامه خواهیم داد. تا زمانی که این طرف حذف نشود، عملیات نظامی بدون قید و شرط ادامه خواهد یافت تا ارتش لبنان مأموریت را به دست بگیرد؛ و اگر نتواند، به آن کمک خواهیم کرد.» هدف، پایان دادن به هر نوع تهدیدی برای موجودیت و امنیت اسرائیل از سوی جبهه لبنان است؛ همان‌گونه که این تهدید در جبهه مصر پس از توافق کمپ‌دیوید (۱۹۷۹) و در جبهه اردن پس از توافق وادی عربه (۱۹۹۴) پایان یافت. توافق چارچوبی که طرف‌های اسرائیلی و لبنانی در ۲۶ ژوئن امضا کردند، پس از ریشه‌کن کردن هر تهدیدی از جبهه لبنان، به توافق صلح تبدیل خواهد شد.
صحنه فلسطین – جنگ کشتار ادامه دارد
وضعیت غزه تقریباً در نقطه پایانی قرار دارد. از زمان توافق آتش‌بس در ۹ اکتبر ۲۰۲۵ حتی یک اسرائیلی در هیچ درگیری کشته نشده است، در حالی که بیش از ۱۳۶۰ فلسطینی در غزه جان باخته‌اند. حتی یک روز هم بدون شهدا، خانه‌های ویران‌شده و راهپیمایی‌هایی که به چادرها، آپارتمان‌ها و پناهگاه‌ها می‌رسند، نگذشته است. این‌ها آخرین تلاش‌های اسرائیل برای بستن جبهه غزه از طریق فریب، توطئه و خیانت است؛ از طریق آنچه «شورای صلح» به ریاست دونالد ترامپ نامیده می‌شود، برای دستیابی به آنچه از طریق جنگ نتوانست به آن برسد. تنها حدود ۳۰ درصد از مساحت اصلی غزه باقی مانده است؛ یعنی کمتر از ۳۶۵ کیلومتر مربع که بیش از دو میلیون نفر را در خود جای داده است. سازمان ملل هشدار داده که قحطی قریب‌الوقوع است و طی سه ماه آینده ۱.۴ میلیون نفر در مراحل اولیه تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. توازن قوا نه به دلیل رویارویی‌های مسلحانه، بلکه به دلیل تقلب و توافقاتی که ترامپ و گروه صهیونیست‌های اطراف او ــ به‌ویژه ویتکوف و کوشنر ــ تنظیم کرده‌اند، معکوس شده است. آنچه اسرائیل از طریق جنگ نتوانست به دست آورد، ایالات متحده از طریق شورای صلح به ریاست نیکلای ملادینوف ــ بزرگ‌ترین حامی رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس دفتر موسوم به «هماهنگ‌کننده روند صلح در خاورمیانه» ــ به دست آورد؛ گویی روند صلحی وجود دارد که نیاز به هماهنگی دارد.
در کرانه باختری نیز صحنه روشن است: هماهنگی میان ارتش، نیروهای امنیتی و شهرک‌نشینان. هدف یکی است: تصرف تمام زمین و خالی کردن آن از صاحبان اصلی‌اش. شهرک‌نشینان گوسفندان را می‌دزدند، درختان را می‌سوزانند، در هر روستا و شهر وحشت ایجاد می‌کنند و شهروندان را بدون پلک‌زدن می‌کشند. صحنه هر روز تکرار می‌شود؛ هر صبح. کشتن برای کشتن. تفاوتی میان نوزاد در آغوش مادرش، وسام ابوخلیل در الخلیل، یا خانواده بنی‌عوده در تمون، یا شیخ فاروق رمضان در تل، یا روزنامه‌نگار شرین ابوعاقله وجود ندارد. زندانیان با اعدام یا سهل‌انگاری پزشکی تا مرگ روبه‌رو هستند، تجمعات بادیه‌نشینان اخراج می‌شود و خانه‌ها تخریب می‌گردد. سپس کسی می‌آید و می‌گوید: «ای فرزندان آیه، بهانه‌ها را کنار بگذارید…» بهانه‌ها را پس گرفته‌اید، پس نتیجه را ببینید.
پس از خنثی کردن اقیانوس عربی در منطقه، لازم بود برای نابودی ایران پیشروی شود. اما شگفتی آن بود که ایران تقریباً موجودیت کارتونی اسرائیل را سرنگون کرد. به گفته ترامپ: «اگر ایالات متحده نبود، اسرائیل سقوط می‌کرد.» ایران پس از رویارویی‌های مه ۲۰۲۵ درس خود را گرفت و استراتژی‌اش را به‌صورت خوشه‌ای و نه سلسله‌مراتبی تنظیم کرد. ایران استراتژی بلندمدت رویارویی را دنبال می‌کند بدون اینکه خسته شود. اگر نتواند به سواحل آمریکا برسد، می‌تواند به پایگاه‌های آمریکا در منطقه و ناوهای مستقر در آب‌ها آسیب بزند، تنگه هرمز را ببندد و اگر لازم باشد دست خود را به باب‌المندب برساند. اسرائیل ایالات متحده را در این جنگ درگیر کرده و اکنون برای تحریک ترکیه تلاش می‌کند و پاکستان نیز پس از آن درگیر جنگی همه‌جانبه با هند و افغانستان خواهد شد. این طرح صهیونیستی ـ آمریکایی است که در زمین اجرا می‌شود. اگر ایران شکست بخورد، آتش به مناطق همسایه سرایت خواهد کرد، منطقه عربی وارد دوران اسرائیل خواهد شد و «اسرائیل بزرگ» افتتاح خواهد شد. آیا این همان چیزی است که نظام‌های عادی‌سازی، همکاری و اتحاد می‌خواهند؟

مطالب مرتبط

" دلیل "شیاد ی شریعتی ! علی فیاض

اتفاقا این موسی خان غنی نژاد که سال هاست دستش توی دست آخوندهاست و از طرفداران آخوند بنفش حسن روحانی بوده است و مدام علیه جریان چپ دست به هوچی گری می زند، حالا شده است منبع و مرجع شاه پرستان لمپن و فحاش و بی مغز! و یک مشت نادان هم این گفته بی پایه او را چپ و راست تکرار می کنند که گویی به کشفی تاریخی نائل شده اند! مساله اما، به بد اخلاقی و عدم رعایت حرمت انسان ها مربوط می شود که بدون دلیل و با دلیل به دیگران بتازیم، آنان را مورد بی احترامی قرار دهیم و بعد هم مثل آخوندهای "بزرگ" فتوای تکفیر هم صادر کنیم که شریعتی مسلمان هم نبود! و البته موساخان غنی نژاد این نوع نگاه را از امامش روح الله خمینی آموخته است که درباره مصدق گفت که؛ آن مرد مسلم هم نبود! به راستی چه تفاوتی بین موسای غنی نژاد با آخوندها وجود دارد؟

جمال زهالکا مترجم علی سرداری

مشخص نیست در نشست ترامپ – نتانیاهو و پشت‌صحنه آماده‌سازی آن چه گذشته است؛ زیرا اطلاعات منتشرشده ممکن است عمدی و گمراه‌کننده باشد. برای نمونه، تزیپی هاتوولی، مقام رسانه‌ای دولت اسرائیل و سفیر سابق در لندن، گفت موضوع «کوه تبر» مطرح نشده است؛ ادعایی که شاید پوششی برای حساسیت ایران باشد. نیر دووری، خبرنگار نظامی کانال ۱۲ اسرائیل، گزارش داد ترامپ از نتانیاهو نخواسته از سوریه یا لبنان عقب‌نشینی کند؛ اما نشانه‌هایی خلاف این وجود دارد: «تصمیماتی که انتظار می‌رود ترامپ اتخاذ کند، چهره خاورمیانه را تغییر خواهد داد… بستن جبهه‌ها در سوریه و لبنان بار ارتش را کاهش می‌دهد و تشکیلات امنیتی خروج را تنها در ازای دستاوردهای سیاسی تضمین‌کننده امنیت شمال توصیه می‌کند.» این لزوماً به معنای طرح این موضوع در نشست واشنگتن نیست، اما نشان می‌دهد آمریکا از اسرائیل می‌خواهد پرونده‌های «غیرضروری» را ببندد.

نشریه میدل ایست آی

نخست، باید یک چارچوب جدید امنیت دریایی در منطقه شکل گیرد که بر این واقعیت استوار باشد که تنگه هرمز در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. بر این اساس، ایران و عمان باید مطابق حقوق بین‌الملل مسئولیت اصلی تأمین ایمنی کشتیرانی را بر عهده داشته باشند، در حالی که توافقی گسترده‌تر میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ایران و ایالات متحده، آزادی کشتیرانی را تضمین کند.
در چارچوب چنین توافقی، ایران و عمان می‌توانند در ازای ارائه خدمات ایمنی دریانوردی و کمک‌های ناوبری، کارمزدهای متعارفی دریافت کنند، بدون آنکه استفاده از این خدمات برای کشتی‌ها اجباری باشد. برای آنکه این سازوکار از دوام، مشروعیت بین‌المللی و ضمانت اجرایی حقوقی برخوردار باشد، لازم است که به موجب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد.