محمود الریمایی مترجم علی سرداری

شورای صلح ترامپ جنایت دوران را کامل می‌کند

در حالی که «شورای صلح ترامپ» در بحبوحه رویارویی اسرائیل و آمریکا با ایران و تجاوزات ایران به کشورهای حاشیه خلیج، دور از چشم افکار عمومی فعالیت می‌کرد و تهران در پی تصرف تنگه هرمز بود، افشاگری‌ها نشان می‌دهد این شورا به دور از کانون توجه، از طریق مکاتبات میان دولت ایالات متحده و دولت اشغالگر، و نیز جلساتی که در قبرس توسط نیکولای ملادینوف و آنتونی بلر ـ دو عضو «رهبران» در شورای صلح آینده ـ برگزار می‌شود، فعال است. با وجود آنکه این تحرکات در زمین و در فضای نوار غزه بازتابی ندارد، سلسله افشاگری‌ها نشان می‌دهد واشنگتن از طریق شورا و خارج از آن، مجموعه‌ای از اقدامات را پیش می‌برد که می‌توان آنها را چنین خلاصه کرد:
نخست، قادر ساختن ارتش متجاوز اسرائیل برای نزدیک شدن بیشتر به نوار غزه، با چشم‌پوشی از گسترش مناطق تمرکز نیروهایش در محدوده‌ای که «خط زرد» نامیده می‌شد. این گسترش از کنترل ۵۰ درصدی منطقه به ۶۰ درصد و سپس به ۷۰ درصد رسید. همین امر سازمان ملل را چند روز پیش واداشت هشدار دهد که فلسطینیان در نوار غزه «با کاهش و انقباض فزاینده فضاهای امن مواجه‌اند، زیرا اسرائیل بیش از ۷۰ درصد مساحت نوار را در اختیار دارد و خط زرد را تحمیل کرده است؛ جایی که حدود ۱.۵ میلیون فلسطینی در میان ناامنی، در منطقه‌ای بی‌خانمان زندگی می‌کنند.»
به گزارش رسانه‌های عبری، سند آمریکایی که اخیراً درباره بازسازی غزه به تل‌آویو ارسال شده، نشان می‌دهد ارتش اسرائیل در صورت خلع سلاح نشدن حماس، هر اقدامی را که مناسب بداند اتخاذ خواهد کرد. این استدلال برای اسرائیل «طلایی» است، زیرا جنبش هنوز سلاح‌های خود را مطابق مرحله دوم طرح ترامپ محدود نکرده؛ در حالی که مرحله اول این طرح نیز در میان بی‌توجهی آمریکا تکمیل نشده است.
این سند به کشتارهای روزانه نیروهای اشغالگر علیه غیرنظامیان اشاره‌ای نمی‌کند؛ در حالی که از زمان اعلام آتش‌بس در اکتبر گذشته، حدود ۱۰۳۰ قربانی بر اثر حملات اسرائیل ـ پس از تصویب اعلامیه شورای صلح در ژانویه گذشته ـ کشته شده‌اند. اشغالگران هرگز از ارتکاب جنایات خود دست نمی‌کشند. این بی‌اعتنایی مکرر و عامدانه آمریکا باعث می‌شود جنگ نابودی بدون توقف، اما با سرعتی کمتر از گذشته ادامه یابد. به جای کشتن ۵۰ قربانی در یک روز، اکنون این روند در طول یک هفته انجام می‌شود؛ «پیشرفتی» که شورای صلح به ارمغان آورده است.
در همین سند، واشنگتن به تل‌آویو تصریح کرده که از جنگ گسترده مجدد علیه نوار غزه حمایت نمی‌کند. اما واقعیت‌های خونین روزانه نشان می‌دهد در حالی که واشنگتن جنگ گسترده را رد می‌کند، چشم خود را بر ترورها و قتل‌های روزانه افراد و خانواده‌ها در چادرها می‌بندد. این‌گونه است که جنگ نابودی تحت نظارت واشنگتن و شورای صلح آن ادامه می‌یابد.
در حالی که تماس‌های آمریکا و اسرائیل درباره غزه به‌طور منظم ادامه دارد، واشنگتن از تماس با هر حزب فلسطینی خودداری می‌کند. هیچ حضور سیاسی، ملی یا انسانی برای فلسطینی‌ها نزد دولت آمریکا وجود ندارد و با این «نسل‌کشی سیاسی»، جنگ نسل‌کشی را کامل می‌کنند.
دولت نتانیاهو به تلاش‌های نژادپرستانه خود برای ریشه‌کن کردن مردم غزه ادامه می‌دهد و نام طرح اسرائیل را از «مهاجرت داوطلبانه» به «طرح آزادی حرکت» تغییر داده است.
بار دیگر «خلاقیت» شورای صلح در بیانیه‌ای که در پلتفرم ایکس منتشر شد، آشکار شد: «جایی برای آژانس امدادرسانی در غزه جدید وجود ندارد». چرا؟ چون آنها نباید به کمک وابسته باشند. پس به چه تکیه کنند؟ به شورای صلح. و به سازمان ملل و آژانس‌های آن پشت کنند. اگر چنین نکنند، واشنگتن ـ به احترام آقای بنیامین نتانیاهو ـ همچنان مانع از حضور این آژانس بین‌المللی خواهد شد؛ در حالی که همه می‌دانند جنگ ویرانگر نابودی، فلسطینی‌ها را در شرایطی قرار داده که برای نجات از مصیبت و پیامدهای جنایت مدرن ارتش اسرائیل، به همکاری نهادهای بین‌المللی نیاز دارند. جلوگیری از هرگونه حمایت امدادی از آسیب‌دیدگان، برای تکمیل نسل‌کشی مفید تلقی می‌شود.
در همین حال، جف بارتوس، نماینده آمریکا در سازمان ملل، سه‌شنبه گذشته خطاب به کشورهای عضو اعلام کرد: «شما اکنون بین تأمین مالی تحریک، تروریسم و رکود یا تأمین مالی شورای صلح انتخاب دارید». او از کشورهای عضو می‌خواهد تحت عنوان «تأمین مالی»، به چه کسی کمک کنند؟ به شورای محترم صلح. بسیاری از کشورها به دلیل تردیدهای عمیق درباره هدف این شورا، از تأمین بودجه آن خودداری کرده‌اند؛ زیرا شورا از انجام هر کار مهمی خودداری می‌کند، مگر آنکه ارتش اسرائیل را قادر سازد سلسله نسل‌کشی را ادامه دهد و اسباب و منابع زندگی مردم را بخشکاند.
در افشاگری‌های مربوط به جلسه محرمانه‌ای که تونی بلر و نیکلای ملادینوف چند روز پیش در قبرس برگزار کردند، مذاکرات آنها درباره کمیته تکنوکرات‌ها و آموزش نیروهای پلیس در مصر بوده است. این کمیته همچنان به دستور اسرائیل و با سکوت آمریکا از ورود به نوار غزه منع شده است. درباره آموزش پلیس فلسطین بیش از دو سال است صحبت می‌شود؛ آیا وقت پایان این آموزش‌ها نرسیده است؟
پروژه شورای صلح مبتنی بر تصرف نوار غزه و کاهش جمعیت آن از طریق قتل‌های روزانه و کمبود غذا و دارو است.
همچنین افشاگری‌هایی درباره نشست قبرس وجود دارد مبنی بر اینکه نیروی بین‌المللی تثبیت، مسلح نخواهد بود و همچون تیم‌های پیشاهنگی، تنها به چوب مجهز خواهد شد؛ در کنار آن یک گارد مدنی غیرمسلح فلسطینی قرار دارد. در حالی که ارتش اسرائیل تنها نیروی مسلح روی زمین باقی می‌ماند؛ نیرویی که با «کارایی قابل توجه» چهار شهر نوار غزه را تخریب کرده و حدود ۷۴ هزار نفر را کشته است. بدیهی است که تکمیل جنگ نابودی مستلزم حفظ نیرویی است که این جنایت مدرن را مرتکب شده؛ با بودجه آمریکا، آلمان و بریتانیا.
بلر و ملادینوف همچنین به موضوع انتقال ساکنان به مناطق امن (تل سلطان)، نزدیک مرز مصر پرداختند. آیا «چمدان‌های انسانی» باید بارها و بارها در شرایط وحشتناک جابه‌جا شوند، با ادعای حمایت از آنها؟ آیا لازم است غیرنظامیان برای بیستمین بار از پناهگاه‌هایشان عقب‌نشینی کنند، نه ارتش متجاوز؟ در حالی که «زنجیره تأمین» و جنبه‌های مختلف زندگی غیرنظامیان تحت کنترل شورای صلح است.
واقعیت‌ها نشان می‌دهد پروژه شورای صلح مبتنی بر تصرف نوار غزه، کاهش جمعیت آن از طریق قتل‌های روزانه، کمبود غذا، دارو و آب آشامیدنی، یا سوق دادن مردم به ترک این بخش از سرزمین‌شان است. دولت نتانیاهو به تلاش‌های نژادپرستانه خود برای ریشه‌کن کردن آنها ادامه می‌دهد و نام طرح اسرائیل را از «مهاجرت داوطلبانه» به «طرح آزادی حرکت» تغییر داده است. این نشان می‌دهد جنگ نابودی ادامه دارد و شورای صلح به حمایت از فصل‌های بعدی آن ادامه می‌دهد. همه اینها تحت عنوان «خلع سلاح حماس» انجام می‌شود؛ در حالی که شواهد نشان می‌دهد هدف در دست اجرا، بیرون راندن مردم از سرزمین و محل زندگی‌شان است و «اختلافات آمریکا و اسرائیل» درباره غزه، چیزی فراتر از توسعه تاکتیک‌ها و تنظیم اولویت‌ها نیست؛ با دیدار دو طرف برای تکمیل جنایت دوران: تصرف نوار غزه و تقسیم نفوذ و امتیازات در آن میان این دو طرف خارجی..
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

احمد درویش:مترجم علی سرداری

در ماه‌های اخیر، همکاری نظامی میان دو کشور نیز تقویت شده است. نیروهای مسلح مصر و ترکیه رزمایش‌های هوایی مشترکی را با حضور جنگنده‌های چندمنظوره آغاز کرده‌اند که هدف آن افزایش هماهنگی عملیاتی، تبادل تجربه و ارتقای آمادگی رزمی است. این رزمایش‌ها شامل مراحل نظری و عملی برای یکسان‌سازی مفاهیم جنگی و تقویت توان اجرای مأموریت‌های مشترک است.

توفيق الحميدي:مترجم علی سرداری

کشورهای حوزه خلیج فارس با معادله پیچیده‌تری روبه‌رو خواهند شد. از یک سو، این توافق ممکن است احتمال جنگ در خلیج فارس را کاهش دهد، مسیرهای انرژی را محافظت کند و درها را به روی ثبات گسترده‌تر باز کند. از سوی دیگر، ممکن است ایران قدرتمندتری پدید آورد که بتواند در نفوذ منطقه‌ای خود سرمایه‌گذاری کند. بنابراین، پرسش خلیج فارس این نخواهد بود که آیا از توافق استقبال می‌کنیم یا آن را رد می‌کنیم؛ بلکه این است که چگونه با خاورمیانه‌ای مواجه شویم که ایران پس از سال‌ها ورود از طریق سلاح، شبه‌نظامیان و درگیری، این‌بار به‌عنوان یک اقتصاد وارد آن می‌شود

فاطمة الحصي:مترجم علی سرداری

با این حال، همه موارد فوق مانع از آن نیست که مسائلی که در دوران امام و پیش از آن مطرح شده بود، همچنان موضوع پرسش، بحث و اختلاف نظر باقی مانده باشد. اختلاف میان متفکران در دو اردوگاه ادامه یافت: اردوگاه نخست معتقد بود عقب‌ماندگی اعراب ناشی از پایبندی آنان به فرهنگی است که از میراثشان برآمده و شکست آنان به عوامل داخلی مربوط به ساختار جامعه و فرهنگ عربی بازمی‌گردد؛ و این‌که آنان نتوانسته‌اند به جهش‌های علمی و فناوری ملت‌های غربی دست یابند. اردوگاه دوم بر این باور بود که کنار گذاشتن دین و ارزش‌های اسلامی علت اصلی عقب‌ماندگی بوده است.

مطالب پربازدید

مقاله