ما پیشبینی کردهایم که اسرائیل حداکثر تا سال ۲۰۲۸ از میان خواهد رفت. نشانهها و عوامل این امر متعدد است:
اول: ماهیت مهاجرمحور جامعهٔ اسرائیل اسرائیل جامعهای مهاجر است؛ مردمی که از دورترین نقاط جهان برای خدمت به پروژهٔ صهیونیستی ـ که از هر نظر یک جنایت است ـ به این سرزمین آورده شدند. مهاجران با وعدههای دروغین فریب داده شدند: وعدهٔ تأسیس اسرائیل در «سرزمین مقدس»، اینکه ایجاد آن ارادهٔ الهی است، و اینکه اسرائیل برای منطقه سودمند خواهد بود.
بهطرز شگفتانگیزی، انور سادات نیز این ادعاها را برای توجیه نزدیکی خود به اسرائیل تکرار کرد؛ نزدیکیای که همچنان یک راز است و نیازمند مستندسازی، زیرا خسارتهای واردشده به مصر و جهان عرب غیرقابل بخشش است. هنگامی که مهاجران دریافتند این وعدهها تحققنیافتنی است ـ بهویژه پس از جنگ غزه و ارتکاب انواع جنایات علیه بشریت توسط اسرائیل ـ زمان مهاجرت معکوس فرا رسید. این روند از سال ۲۰۲۳ آغاز شده و تا نابودی اسرائیل در سال ۲۰۲۸ ادامه خواهد یافت.
وضعیت پس از نابودی اسرائیل کاملاً متفاوت از دوران پیش از تأسیس آن خواهد بود. همانگونه که در مقالهٔ پیشین پیشبینی کردیم، قوانین روابط بینالملل در منطقه و جهان پس از نابودی اسرائیل دگرگون خواهد شد.
دوم: دیکتاتوری در اسرائیل اسرائیل با ادعای اینکه «تنها دموکراسی منطقه» است و کشورهای عربی را بهسوی دموکراسی سوق میدهد، افکار عمومی منطقه را برای پذیرش خود گمراه کرد. با این حال، اسرائیل و آمریکا از استبداد عربی حمایت میکنند؛ استبدادی که حتی یک ساعت پس از نابودی اسرائیل دوام نخواهد آورد.
سوم: فروپاشی ارکان قدرت اسرائیل نتانیاهو نظریهای ارائه داد مبنی بر اینکه اساس مشروعیت اسرائیل «قدرت» است و سرکوب اعراب آنان را به تسلیم در برابر اسرائیل وامیدارد؛ همانگونه که بهزعم او در مورد سادات رخ داد. او نزدیکی خود به اسرائیل و آمریکا را با این ادعا توجیه میکرد که واشنگتن «بیشتر کارتها را در دست دارد» و او توان مقابله با قدرت ترکیبی اسرائیل و آمریکا را ندارد.
ستونهای قدرت اسرائیل دو چیز است: سلاح و جنایت. غرب سلاح در اختیار اسرائیل قرار میدهد و ۵۱ کشور بهعنوان کمککنندگان اسرائیل در نابودی غزه شناسایی شدهاند. جنایت صهیونیستی نیز در ذات صهیونیسم نهفته است؛ جریانی که همهٔ ابزارهای قدرت ـ از جمله واداشتن واشنگتن به فشار بر برخی حاکمان عرب برای خدمت به اسرائیل ـ را در اختیار گرفته است.
این تنها توضیح قابلقبول برای توافق برخی کشورهای عربی، بهویژه کشورهای خلیج فارس، برای واریز دو میلیارد دلار به خزانهٔ آمریکا بهعنوان «باج» برای حفظ موقعیت خود است. هیچ حاکم عربی جرأت نکرد حتی یک قرص نان به غزه برساند و حتی ناوگان آزادی نیز توسط اسرائیل مورد حمله قرار گرفت.
پنجم: سرپیچی نیویورک از لابی صهیونیستی این امر با موفقیت شهردار مسلمان نیویورک در انتخابات سنا برای حزب دموکرات آشکار شد. پیشتر مقالهای دربارهٔ آیندهٔ نتانیاهو و ترامپ منتشر کردیم و گفتیم که ممکن است این دو شخصیت از جانب خدا برای نابودی آمریکا و اسرائیل مقدر شده باشند.
ششم: درگیری میان ترامپ و نتانیاهو اگرچه این درگیری ممکن است طولانی نشود، اما آمریکا بدون اسرائیل و اسرائیل بدون آمریکا قابل تصور نیست.
هفتم: شکاف آشکار میان یهودیت و صهیونیسم رفتار اسرائیل در قبال ایران و غزه نشان میدهد که این رژیم یک «باند صهیونیستی» است که هیچ ارتباطی با یهودیت ندارد. چهرههای برجستهٔ یهودی نیز این موضوع را بیان کردهاند و از ادعای اسرائیل مبنی بر پایبندی به یهودیت انتقاد کردهاند؛ ادعایی که میگوید تورات اسرائیل را به ارتکاب این جنایات فرمان میدهد.
بدون تردید، این نشانهها و عوامل ـ در کنار عوامل دیگر ـ نشان میدهد که اسرائیل محکوم به نابودی است؛ و البته پیشبینیهای قرآن نیز نابودی آن را حداکثر ظرف دو سال اعلام کرده است.
نابودی اسرائیل پیامدهای متعددی خواهد داشت. نخست آنکه ملتهای عرب و مسلمان از این «غدهٔ سرطانی صهیونیستی» در منطقه آزاد خواهند شد، زیرا اسرائیل ریشهٔ اصلی فجایع منطقه است. عزم ایران برای نابودی اسرائیل و آزادسازی الاقصی و قدس ، عامل اساسی در پیوند جبههٔ لبنان با هرگونه توافق با آمریکا است. اسرائیل بدون حمایت آمریکا حتی یک ساعت در منطقه دوام نمیآورد و منافع اسرائیل با منافع آمریکا در تضاد است.
یکی از مهمترین نشانههای افول قدرت آمریکا و تضعیف اقدامات اسرائیل، اصرار ایران بر آزادسازی منطقهٔ خلیج فارس از حضور نظامی آمریکا و افشای ماهیت این حضور است. ثابت شده است که هدف حضور آمریکا در منطقه، حفاظت از اسرائیل است نه کشورهای خلیج فارس.
در حالی که تفاهمات ایران با کشورهای خلیج فارس دربارهٔ عدم پرداخت باج به آمریکا در مراحل اولیه است، هیچ دلیلی برای رد پیامدهای این تفاهمات وجود ندارد.
در نتیجه نشانههای زوال اسرائیل و عواملی که پایههای آن را میفرساید آشکار است و باید در دو سال آینده رصد شود. نه «توافقنامههای ابراهیم» و نه توافقهای صلح اسرائیل، این سرنوشت را تغییر نخواهند داد. به اسرائیل فرصتهای بسیاری داده شد، اما توهم قدرت بر آن غلبه کرد..
منبع رای الیوم