نگاهی ساده به مقدمه تفسیر «در سایه قرآن» معنای مورد نظر سید قطب را آشکار میکند. او تنها چند پاراگراف کوتاه به خواننده ارائه میدهد و سپس او را با کلماتی که در سایر تفاسیر کمتر دیده میشود، بمباران میکند و مقصود خود را بدون هیچ ابهامی بیان مینماید: «… و من در سایه قرآن زندگی میکردم و از نقطهای مرتفع به جهلی که زمین را فرا گرفته و به دغدغههای حقیر و ضعیف مردم آن مینگریستم… به تکبّر مردم این جهل نگاه میکردم.»
ادامه همراهی با سید قطب در کتاب «در سایه قرآن» نشان میدهد که این کلمات نه لغزش قلماند و نه استعارهای گذرا، بلکه تقریباً محور اصلیاند که او هر زمان ممکن باشد، تفسیر خود از آیات قرآن کریم را بر آن بنا میکند. او هیچ فرصتی را برای تقویت مفهوم «برتری بر جهل» این دوران از دست نمیدهد؛ عبارتی که برای بیان درونیترین افکار خود به آن متوسل میشود. این مفهوم را تنها میتوان بهعنوان تکفیر اکثر مسلمانان به دلیل ترک حاکمیت خدا فهم کرد؛ تکفیری که پس از گذر از سلسلهای از تحولات آشفته در زندگیاش، در نهایت به خشم او نسبت به جامعهای که «راه حقیقت را رها کرده است» انجامید.
سفر «در سایه»
درک سید قطب، بهویژه در سالهای پایانی عمرش، بدون توجه به تغییرات فکری عمیقی که تجربه کرد، ممکن نیست؛ تغییراتی که در کتاب «در سایه قرآن» بازتاب یافته است. این کتاب، همانگونه که خود او گفته، دستخوش بازنگری آگاهانه و حتی انکار دیدگاههای پیشینش شد. او کتاب را «تقریباً» به شکل مطلوب خود رساند؛ شکلی که هرگونه جهل یا اعمال پیش از اسلام را رد میکرد. همانطور که در آخرین کتابش «نقاط عطف» ــ که خلاصهای از «در سایه» به شمار میرود ــ میگوید: «ما اولاً باید محکم بایستیم و ثانیاً باید از آنها فراتر برویم. باید اعماق واقعی پرتگاه جهل را در مقایسه با افقهای بلند و درخشان زندگی اسلامی که آرزویش را داریم، نشان دهیم.»
سید قطب در زندگی خود چندین مرحله را پشت سر گذاشت. او بهعنوان شاعری رمانتیک و منتقدی درخشان (نزدیک به لیبرالیسم) آغاز کرد؛ سرشار از حس میهنپرستی و گرایش آشکار ملیگرایانه. سپس تحت تأثیر استادش، العقاد، به نوشتن درباره موضوعات اسلامی روی آورد و سرانجام پس از پیوستن به اخوانالمسلمین در سال ۱۹۵۳، اسلام سیاسی را پذیرفت.
با وجود این تغییرات چشمگیر، یک رشته مشترک در شخصیت او جریان دارد و در تمام نوشتههایش ــ با وجود تنوع آنها ــ دیده میشود: حس برتری و خودبزرگبینی که او را، بیاعتنا به پیامدها، در تضاد دائمی با اطرافیانش قرار میداد.
سفر «در سایه قرآن» بازتابدهنده مرحله اسلامی زندگی سید قطب است. او ابتدا بر جنبههای هنری و ادبی قرآن کریم تمرکز کرد؛ همانگونه که در دو کتاب «تصویرسازی هنری در قرآن» (۱۹۴۵) و «صحنههای رستاخیز در قرآن» (۱۹۴۷) دیده میشود. در هر دو اثر، او کوشید نمونههایی از تصویرسازی هنری در قرآن را با سبکی جذاب و بیسابقه ارائه کند و قلمی را که با مطالعه گسترده و تخصص انتقادیاش صیقل یافته بود، به کار گیرد.
قطب هرگز فرصتی را برای تثبیت مفهوم خود از «جاهلیت» از دست نداد.
پس از سفر به ایالات متحده در اواخر دهه ۱۹۴۰، گرایشهای اسلامی او بهتدریج شکل پویاتری به خود گرفت. این روند با انتشار «عدالت اجتماعی در اسلام» (۱۹۴۹)، «نبرد بین اسلام و سرمایهداری» و «صلح جهانی و اسلام» (۱۹۵۱) به اوج رسید.
در اوایل دهه ۱۹۵۰، رابطه او با اخوانالمسلمین عمیقتر شد؛ زیرا آنها را «زمینهای حاصلخیز برای کار برای اسلام در مقیاس وسیع در سراسر منطقه از طریق یک جنبش جامع احیا و رنسانس» میدانست. دیدگاه اسلامی او رفتهرفته رادیکالتر شد. از مهمترین آثار این دوره میتوان به «این دین»، «اسلام و مشکلات تمدن» و «ویژگیهای مفهوم اسلامی» اشاره کرد. نسخه اصلاحشده «عدالت اجتماعی در اسلام» نمونه برجسته این تحول است؛ بهویژه پس از افزودن فصلی جدید («حال و آینده اسلام») که بازتابدهنده ایدههای تازه اوست. این نسخه با تقدیمنامه معروفی آغاز میشود که ــ با وجود انکارهای او ــ بهطور گسترده کنایهای به اخوانالمسلمین تلقی شده است: «به جوانانی که تصور میکنم برای احیای این دین به همان شکلی که آغاز شد، میآیند… به این جوانانی که به نام خدا، در راه خدا، با عنایت خدا تلاش میکنند، این کتاب را تقدیم میکنم.»
در این مرحله، قطب کتاب «در سایه قرآن» را پس از اصلاحات اساسی و بازنگریهای گسترده برای همسو کردن آن با دیدگاههای تثبیتشدهاش ــ که نشاندهنده تغییر کامل بسیاری از باورهای او در طول زندگیاش بود ــ دوباره منتشر کرد.
«در سایه قرآن» نخستینبار در اواخر سال ۱۹۵۰ بهصورت ستونی با همین عنوان در مجله «المسلمون» منتشر شد؛ مجلهای که سعید رمضان، داماد حسنالبنا، آن را اداره میکرد. این نوشتهها با استقبال گسترده روبهرو شد و همین امر باعث شد کتابخانه دار احیاء الکتب العربیه در قاهره با سید قطب قرارداد انتشار کتاب ببندد. او پس از جلد هفتم، انتشار در مجله را متوقف کرد و بخش اول کتاب در اکتبر ۱۹۵۲ منتشر شد. طبق قرارداد، او هر ماه تفسیر یکی از سی جزء قرآن را منتشر میکرد و تا ژانویه ۱۹۵۴ شانزده جزء را تکمیل کرد؛ پیش از آنکه پس از حادثه منشیة بازداشت و به ۱۵ سال زندان محکوم شود. با این حال، او از زندان نیز به انتشار بخشهای باقیمانده ادامه داد؛ هرچند محکومیتش را کامل نکرد، زیرا در مه ۱۹۶۴ به دلایل پزشکی آزاد شد.
با وجود ادعاهای اخوانالمسلمین درباره شکنجه سید قطب در دوران اولیه زندان، شواهد موجود این ادعاها را تأیید نمیکند.
منبع حفریات