الدكتور الصفر عباد الله الاشعل:مترجم علی سرداری

ایران، آمریکا و اسرائیل: مذاکره یا عبادتی جامع؟

در مقاله قبلی تأکید کردیم که درگیری مسموم میان ایران، اسرائیل و آمریکا از طریق مذاکره حل نخواهد شد، بلکه در میدان نبرد تعیین تکلیف می‌شود. آمریکا، مانند اسرائیل، به مذاکره‌کننده با دیده تحقیر نمی‌نگرد؛ بلکه بر اساس آموزه‌های مدرسه مذاکره اسرائیل عمل می‌کند که نشان می‌دهد اسرائیل در رفتار خود بر زور تکیه دارد و مذاکرات را با دیدگاهی پوچ‌گرایانه می‌بیند.
اسرائیل سال‌ها با گروه‌های ملی فلسطین مذاکره کرد، در حالی که می‌دانست این مذاکرات بی‌ارزش است؛ زیرا هدفش کنترل کامل فلسطین بود. از همین رو، این مذاکرات «مذاکرات عبادی» نام گرفت.
به همین ترتیب، مذاکرات میان اتیوپی و مصر نیز «بشردوستانه» توصیف شد؛ یعنی بی‌معنی و صرفاً ابزاری برای خرید زمان. هنگامی که مصر به این موضوع پی برد، مذاکرات را متوقف کرد تا این روند به پوششی برای اتیوپی جهت تکمیل سد بزرگ و تثبیت کنترل خود بر پروژه‌های آبی علیه مصر تبدیل نشود.
بی‌تردید رژیم اتیوپی، تحت تأثیر اسرائیل، در هر فرصتی به مصر آسیب رسانده است. تحلیل برنامه‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل علیه مصر دشوار است، اما این موضوع دیر یا زود آشکار خواهد شد.
آمریکا تحت مدیریت ترامپ پیروز نخواهد شد، بلکه تنها در صورتی با آتش‌بس موافقت می‌کند که ایران با خواسته‌هایش همراه شود و به آنچه تجاوز می‌نامد پایان دهد؛ در غیر این صورت، آمریکا به اقدامات سختگیرانه علیه منافع ایران متوسل خواهد شد. ترامپ جزئیات زیادی را برای اصلاح نظریه کلی مذاکره ارائه کرده است.اسرائیل برای دستیابی به اهداف خود به قدرت قاطع تکیه دارد و اشغال سرزمین را پاداش پیروزی می‌داند. ذهنیت اسرائیلی از ذهنیت آمریکایی جدا نیست. مواضع آمریکا و اسرائیل درباره مذاکرات آینده را می‌توان چنین خلاصه کرد:
اولاً:
آمریکا حتی پیش از ارزیابی قدرت ایران، تحت تأثیر عزم و اراده آن قرار گرفته است؛ همان‌طور که گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد. از آنجا که آمریکا در حال بررسی رها کردن اسرائیل و متحدانش نیست و حاضر به مصالحه درباره آینده اسرائیل نمی‌باشد، هر دو کشور رویکردی یکسان در مذاکرات اتخاذ کرده‌اند.
ثانیاً: آمریکا و اسرائیل پنهان نمی‌کنند که به منابع قدرت غالب متوسل شده‌اند. حقیقت این است که آن‌ها در برابر ایران به اهداف خود نرسیده‌اند. منظور از «قاطعیت» در اینجا اقدام نظامی نیست؛ بلکه ناتوانی در تحقق اهداف تجاوز علیه ایران است:
منفعت آمریکا در محروم کردن ایران از حق داشتن توانایی‌های هسته‌ای چیست؟
1 پرونده هسته‌ای :
.2 تنگه هرمز
آمریکا ادعا می‌کند که با تضمین آزادی دریانوردی به نفع جامعه بین‌المللی عمل می‌کند. اما هدفش وادار کردن ایران به تسلیم است، در حالی که شکست در این زمینه برای آمریکا شرم‌آور خواهد بود.
آمریکا اقدامات خود را به بنادر ایران محدود کرده و تحریم‌ها را تا زمانی که ایران آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را تضمین نکند، لغو نخواهد کرد.
3تحریم‌ها:
حقوق بین‌الملل، به‌ویژه ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل، ایران را از قربانی تجاوز مسلحانه یا تهدید به آن شدن منع می‌کند. این درست نیست که حقوق بین‌الملل صرفاً جوهری بر کاغذ باشد و رفتار آمریکا و اسرائیل معیار قرار گیرد. حقوق بین‌الملل وجود دارد و متعلق به جامعه جهانی است. از همین رو، شاهد واکنش شدید اتحادیه اروپا به رفتار فزاینده اسرائیل و آمریکا هستیم.
اسپانیا پیشنهاد توقف توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل را مطرح کرده است. بیانیه نشست وزیران اعلام کرد که ادامه این معاهده به معنای سکوت اتحادیه اروپا در برابر جنایات اسرائیل است. همچنین اقداماتی برای بازگرداندن اعتبار عدالت بین‌المللی در جریان است؛ زیرا تصمیم کیفرخواست علیه نتانیاهو و وزیرش هنوز اجرا نشده، اما چندین کشور عضو سازمان ملل اعلام کرده‌اند که به محض ورود نتانیاهو به خاکشان، این تصمیم را اجرا خواهند کرد.
رویکرد ترامپ در روابط بین‌الملل ناآشناست و تهدید به استفاده از زور طبق منشور سازمان ملل ممنوع است. جامعه بین‌المللی بر سر دوراهی قرار دارد: یا آمریکا را مهار کند یا به عنوان قدرتی مشروع مداخله نماید.
درگیری نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل با هدف گسترش حوزه نفوذ نیست، بلکه با هدف تغییر اساسی نظم بین‌المللی صورت می‌گیرد. نظامی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، منافع آمریکا و اروپا را تأمین می‌کند و منافع دیگران را نادیده می‌گیرد. جنگ اوکراین مقدمه‌ای برای تغییر این نظم بود. غرب برای شکست روسیه از اوکراین حمایت کرد، اما مشخص شد قدرت‌های بزرگ نسبت به یکدیگر به قواعد خاصی پایبندند. این امر عدم همکاری کامل روسیه و چین با ایران را توضیح می‌دهد.
چین که می‌خواهد آمریکا را بی‌اعتبار کند، گفته می‌شود ترامپ قصد دارد برای تمدید توافق ۱۹۷۱ نیکسون با چین به پکن سفر کند. درباره روسیه نیز گفته می‌شود که نهادهای جامعه بین‌المللی کاملاً به غرب وفادارند، اما موضع روسیه درباره اوکراین قاطع است. او درمی‌یابد که با غرب در همه ابعادش روبه‌روست.
اتحاد یک ابرقدرت غیرممکن است، اما ممکن است به اراده خداوند تحقیر شود؛ همان‌گونه که در رابطه ایران و آمریکا رخ داد.
آنچه برای من قابل درک نیست، این است که طرف آمریکایی روایاتی را مطرح می‌کند که همگی دروغ‌اند، در حالی که مساجد بر اساس اظهارات ایرانی‌ها بنا شده‌اند. او قاطعانه معتقد است ایران از اسلام در برابر جنبش صلیبی جدید به رهبری ترامپ دفاع می‌کند، زیرا وزیر دفاع آمریکا ماهیت درگیری با ایران را ایدئولوژیک توصیف کرده است.
نویسنده و دیپلمات مصری
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.