سامح فایز، ،روزنامه‌نگار مصری:مترجم علی سرداری

گروهی که شعله‌های تروریسم را در متن زندگی اعراب برافروختند

در طول چهار دهه گذشته، منطقه عربی شاهد ظهور گروه‌های مذهبی افراطی متعددی بوده است که عملیات تروریستی را در سطح محلی و بین‌المللی رهبری کرده‌اند.
«کاوش‌ها» به بررسی ۱۰ گروه برجسته‌ای می‌پردازد که شعله‌های تروریسم را در تاریخ معاصر، قبل از ظهور داعش، برافروختند.
(۱) گروه‌های جهادی
از آغاز سال ۱۹۶۶، گروه‌های مختلفی پس از اعدام سید قطب، ایدئولوژی جهادی را اتخاذ کردند. نیروی محرکه این گروه‌ها انتقام از قطب بود. از جمله برجسته‌ترین اعضای آنها می‌توان به اسماعیل طنطاوی، رفاعی سرور، ایمن الظواهری، امین الضمیری، یحیی هاشم، نبیل البارعی، محمد اسماعیل المقدم و محمد عبدالرحیم الشرقاوی اشاره کرد. همچنین بخوانید: شوقیون: از امارت کخ تا خلافت داعش
این گروه‌ها اصل کودتای نظامی را به عنوان وسیله‌ای برای تغییر اتخاذ کردند و برخی از اعضای خود را به پیوستن به ارتش تشویق کردند. آنها همچنین در جذب اعضای ارتش مصر، مانند سرگرد عصام القمری، موفق شدند.
نیروی محرکه این گروه‌ها انتقام قطب بود.
(2) گروه اسلامی
در سال 1972، در دانشکده مهندسی دانشگاه اسیوط، دانشجوی صلاح هاشم، بذر گروه اسلامی را کاشت، که آن را از عبدالمنعم ابوالفتوح و همکارانش در دانشکده پزشکی قصر العینی در قاهره آموخته بود.
در طول سال‌های ۱۹۷۵-۱۹۷۶، برجسته‌ترین رهبران گروه اسلامی به آن پیوستند، مانند کرم زهد، حمدی عبدالرحمن، اسامه حافظ، علی الشریف، رفاعی طه، ابوبکر عثمان، محمد تیسیر، احمد عبد سلیم و محمد شوقی الاسلامبولی.
جهان‌بینی اسلامی جامعه مسلمانان بر این باور استوار است که اسلام دوباره بیگانه شده است، جوامع موجود فرو خواهند پاشید و اسلام از نو آغاز خواهد شد.
پس از آنکه اکثر رهبران گروه اسلامی از آن جدا شدند و به اخوان المسلمین پیوستند – چهره‌هایی مانند عبدالمنعم ابوالفتوح، ابوالعلا ماضی، عصام العریان، حلمی الجزار، ابراهیم الزعفرانی و محی الدین عیسی – گروه مصر علیا تصمیم گرفت تحت نام گروه اسلامی به فعالیت خود ادامه دهد. آنها یک مجلس شورا متشکل از ۱۵ عضو تشکیل دادند که مهمترین آنها کرم زهدی، صلاح هاشم، اسامه حافظ، حمدی عبدالرحمن، فواد الدوالیبی، ناجح ابراهیم، عاصم عبدالمجید، عصام دربله، علی الشریف و طلعت فواد قاسم بودند.
دیدگاه گروه اسلامی بر این باور استوار است که اسلام به حالت بیگانه بازگشته است و جوامع موجود فرو خواهند پاشید و راه را برای یک جنبش اسلامی جدید هموار خواهند کرد.
(3) اخوان المسلمین
شکری مصطفی قبل از فارغ التحصیلی از دانشکده کشاورزی در سال ۱۹۶۴ به اخوان المسلمین در اسیوط پیوست. با صدور فرمان ریاست جمهوری در سال ۱۹۶۵ مبنی بر دستگیری اعضای اخوان المسلمین، شکری دستگیر و تا زمان آزادی در سال ۱۹۷۱ در یک زندان نظامی زندانی شد. با این حال، او با ایده تشکیل هسته اخوان المسلمین، به فردی تغییر یافته تبدیل شد.
همچنین بخوانید: چگونه سید قطب اعدام دو کارگر مصری، خمیس و البقری، را تحریک کرد
ایدئولوژی اسلامی این گروه بر این باور استوار است که اسلام دوباره بیگانه شده است، جوامع موجود فرو خواهند پاشید و اسلام توسط گروهی برگزیده از مؤمنان، شمشیر به دست، از کوه‌های یمن و با تکیه بر برخی احادیث جعلی مذهبی، دوباره متولد خواهد شد.
گروه شکری مصطفی در رسانه‌ها به عنوان گروه تکفیر و الهجره (تکفیر و مهاجرت) شناخته شد. این گروه از ضرورت درک شده جدایی و انزوا از جامعه موجود و آغاز اقدامات پیشگیرانه برای ایجاد هسته جامعه اسلامی مطلوب با پناه بردن به کوه‌ها و غارها، برخاست.
شکری مصطفی قبل از فارغ‌التحصیلی از دانشکده کشاورزی در سال ۱۹۶۴ به اخوان المسلمین در اسیوط پیوست.
(4) سازمان دانشکده فنی نظامی
در ۱۸ آوریل ۱۹۷۴، گروه مصطفی یسری به همراه گروه فلسطینی صالح سریه، اقدام به کودتای نظامی علیه رژیم حاکم کردند و عملیاتی را انجام دادند که در رسانه‌ها با عنوان عملیات “دانشکده فنی نظامی” شناخته می‌شود.
مصطفی یسری پس از آزادی از زندان و اعدام صالح سریه، به دنبال رهبری سازمان دانشکده فنی نظامی بود. با این حال، رهبری او کوتاه مدت بود و این سازمان منحل شد. پس از انحلال آن، یکی از افرادی که در تغییر شکل ایدئولوژی جهاد در سطح جهانی نقش داشت، محمد عبدالسلام فرج، عضو سازمان منحل شده “دانشکده فنی نظامی”، از این سازمان جدا شد. فرج در رساله خود با عنوان “وظیفه مغفول” رویکرد جهادی جدیدی را ارائه داد که جهشی کیفی برای جنبش جهادی در هر دو سطح فکری و سازمانی محسوب می‌شد. این رساله بر این فرض استوار بود که هیچ تغییر واقعی جز از طریق جنگ امکان‌پذیر نیست، و او عبارتی را ابداع کرد که تا زمان تأسیس القاعده در سال ۲۰۰۱ به شعار جنبش جهادی مصر تبدیل شد: «جنگ با دشمن نزدیک بر جنگ با دشمن دور اولویت دارد.» استدلال‌های جهادی فرج مستقیماً تحت تأثیر نظریه‌ای بود که توسط عبود الزمر، یکی از اعضای گروه جهاد تا سال ۱۹۹۲، توسعه داده شده بود. نظریه الزمر این بود که کودتای نظامی باید با جنبش‌های مردمی در حمایت از آن همراه باشد.
محمد عبدالسلام فرج طرح خود را بر دو ستون اصلی بنا نهاد: اول، تشکیل گروه‌های نظامی از درون ارتش برای انجام کودتای نظامی؛ و دوم، آماده‌سازی گروه‌های غیرنظامی برای حمایت از کودتا در لحظه وقوع آن.
(5) سازمان جهاد
در سال ۱۹۷۹، کرم زهدی در قاهره با محمد عبدالسلام فرج، رهبر گروه‌های جهادی در مصر و نویسنده کتاب «وظیفه مغفول» دیدار کرد. یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌ها در مورد جنبش جهادی جهانی، و پس از آن ملاقات، دو طرف اتحادی تشکیل دادند و باعث ایجاد گروه جدیدی به نام «سازمان جهاد» شدند، سازمانی که ترور رئیس جمهور فقید محمد انور سادات را انجام داد.
همچنین بخوانید: وظیفه نادیده گرفته شده توسط محمد عبدالسلام فرج: راهنمای تروریست‌ها
سازمان جهاد تصمیم گرفت سادات را ترور کند و ساختمان رادیو و تلویزیون را تصرف کند تا بیانیه‌ای را پخش کند که مردم را به حمایت از انقلاب نوپا دعوت می‌کرد، همزمان با تظاهرات به رهبری جهادی‌ها در میادین اصلی. با این حال، تنها ترور سادات در 6 اکتبر 1981 در این نقشه موفق بود.
(6) گروه جهاد اسلامی مصر
در سال 1984، گروهی از کسانی که پس از ترور سادات به سه سال زندان محکوم شده بودند، آزاد شدند، از جمله ایمن الظواهری که موفق شد در اواسط سال 1985 مصر را ترک کند. او از سال 1986 پایگاه‌هایی را در پاکستان و افغانستان تأسیس کرد تا ایده‌های خود را در میان گروه‌های جهادی موجود گسترش دهد.
در سال ۱۹۸۴، گروهی از کسانی که پس از ترور سادات به سه سال زندان محکوم شده بودند، آزاد شدند. از جمله آنها ایمن الظواهری بود که در اواسط سال ۱۹۸۵ موفق به ترک مصر شد. او از سال ۱۹۸۶ پایگاه‌هایی در پاکستان و افغانستان تأسیس کرد و از آنجا ایدئولوژی خود را در میان گروه‌های جهادی آنجا منتشر کرد. متعاقباً، جهاد اسلامی مصر در سال ۱۹۸۸ با ادغام بقایای گروه اسماعیل طنطاوی با اعضای گروه عبود الزمر، به همراه عناصری از سایر گروه‌های جهادی، تأسیس شد.
همچنین بخوانید: ظواهری از اخوان المسلمین دفاع می‌کند
در این دوره، این گروه رویکرد محمد عبدالسلام فرج را اتخاذ کرد که مبتنی بر استراتژی آماده شدن برای کودتای نظامی با حمایت گروه‌های غیرنظامی بود. این گروه تاکتیک‌های جنگ چریکی مورد استفاده توسط گروه یحیی هاشم و رفاعی سرور در اوایل دهه ۱۹۷۰ را رد کرد و استدلال کرد که جغرافیای مصر، جنگ چریکی را غیرممکن می‌سازد.
(7) سازمان پیشتاز
گروه جهاد سه اردوگاه آموزشی برای اعضای خود در نزدیکی جلال آباد با نام‌های «بدر»، «القعقاع» و «القادسیه» تأسیس کرد. در اواسط سال 1990، این سازمان اجرای مرحله بعدی طرح خود را آغاز کرد و اعضای غیرنظامی خود را برای آموزش به پاکستان و افغانستان فرستاد، در حالی که قبلاً تأسیس اردوگاه‌ها و آموزش مربیان خود را به پایان رسانده بود.
همچنین بخوانید: ارتش مصر: نابودی امیر سازمان تروریستی مستقر در سینا، انصار بیت المقدس
در اواسط سال 1992، گروهی از این سازمان که به طور مستقل عمل می‌کردند، پس از کشتن راننده، یک مینی‌بوس را توقیف کردند و قصد داشتند از آن در یک عملیات برنامه‌ریزی شده استفاده کنند. این گروه لو رفت و افراد دستگیر شده اطلاعاتی در مورد اعضای باقی مانده ارائه دادند که منجر به دستگیری آنها در پایان سال 1992 شد. بسیاری از گروه‌های دیگر به تدریج لو رفتند و تنها برخی از رهبران گروه پس از دریافت هشدارهایی مبنی بر لو رفتن گروه‌هایشان توانستند مصر را ترک کنند. تا اواسط سال ۱۹۹۳، تعداد دستگیرشدگان به ۱۰۰۰ نفر رسید که ۸۰۰ نفر از آنها در پنج پرونده معروف به سازمان «پیشتازان فتح»، شاخه نظامی جهاد اسلامی مصر، محاکمه شدند.
گروه «شوقیین» در میان ساکنان استان فیوم تأسیس شد و سپس به سایر استان‌های مصر گسترش یافت.
(8) شوقیین
مهندس شوقی الشیخ قبل از زندانی شدن با گروه‌های متعددی ارتباط داشت؛ طبق مطالعات منتشر شده توسط ماهر فرغلی، محقق متخصص در گروه‌های اسلامی، شوقی الشیخ پس از ملاقات با پسر بنیانگذار گروه، نجیب عبدالفتاح اسماعیل، در زندان، تحت تأثیر ایدئولوژی این گروه قرار گرفت. پس از آزادی، تصمیم گرفت ایده‌های گروه‌هایی را که با آنها مواجه شده بود، ترکیب کند و گروه «شوقیین» را تأسیس کند که دعوت آن مانند آتش در میان مردم استان فیوم و سپس به استان‌های مختلف دیگر مصر گسترش یافت.
(9) القاعده
ضربات پی در پی وارد شده به گروه جهاد مصر، آن را بی‌ثبات و منابعش را تضعیف کرد و باعث شد که در سال 1998 با القاعده تحت پرچم «جبهه اسلامی جهانی» متحد شود. این اتحاد در سال 2001 به یک ادغام کامل تبدیل شد و این سازمان به «القاعده» معروف شد.
همچنین بخوانید: یکی از رهبران سابق سازمان تکفیری «الشوقیین»: رویای خواننده شدن را در سر می‌پرورانم.
اهداف «جبهه اسلامی جهانی» این بود که یک جنگ چریکی را با هدف قرار دادن تمام منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان آغاز کند تا آمریکا را مجبور به تجدیدنظر در سیاست‌های خود در قبال مسائل عربی و اسلامی کند. با این حال، این اتحاد به مثابه کاهی بود که کمر شتر را شکست؛ اطلاعات آمریکا برای دستگیری اعضای گروه جهاد از پناهگاه‌های امن مختلف در سراسر جهان و فرستادن آنها به مصر برای محاکمه تلاش کرد ریشه‌های گروه «انصار بیت المقدس» به گروه «توحید و جهاد» برمی‌گردد.
(10) انصار بیت المقدس
ریشه‌های گروه «انصار بیت المقدس» به گروه «توحید و الجهاد» برمی‌گردد که چندین حمله علیه گردشگران در سینا انجام داد. اعضای آن بین سال‌های 2004 تا 2006 درگیر درگیری‌های خونینی با نیروهای امنیتی شدند. سپس نیروهای امنیتی موفق شدند اکثر هسته‌های آن را متلاشی کرده و اکثر رهبران و اعضای آن را کشته و دستگیر کنند.
اهداف جبهه اسلامی جهانی، انجام یک جنگ چریکی با هدف قرار دادن تمام منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان بود. رهبر این گروه، که اولین عملیات آن را در داخل فلسطین رهبری کرد، بر ایجاد هسته‌های آن در خارج از سینا نظارت داشت و پیشنهاد هدف قرار دادن خط لوله گاز طبیعی به اسرائیل را داد، توفیق فرج زیاد بود. او پیش از این به عنوان دستیار خالد مساعد و نصر الملاحی، رهبران گروه توحید و الجهاد، خدمت کرده بود. زیاده از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ به مدت سه سال زندانی شد. پس از آزادی در سال ۲۰۰۹، او برای ایجاد یک سازمان جهادی جدید تلاش کرد. او و دیگران از شبکه‌های قبیله‌ای و خانوادگی موجود در سینا برای تأسیس آن استفاده کردند و با موفقیت افراط‌گرایان متعددی را که در جریان وقایع ژانویه از زندان‌ها فرار کرده بودند، با حمایت اعضای اخوان المسلمین جذب کردند.
منبع الحفریات

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.