عبدالتواب برکات:مترجم علی سرداری

تحولات اقتصادی در جنگ ایران

با توقف کشتیرانی در تنگه هرمز، اختلال مشابه در تنگه باب‌المندب ضربه‌ای مضاعف به اقتصاد جهانی خواهد بود. تنگه باب‌المندب سومین گلوگاه بزرگ ترانزیت نفت، یک شریان تجاری حیاتی و کوتاه‌ترین مسیر اتصال اقیانوس هند و دریای عرب در جنوب به دریای سرخ در شمال است. این تنگه دروازه دریای مدیترانه، اروپا، کانادا و سواحل شرقی ایالات متحده از طریق کانال سوئز محسوب می‌شود. دوازده درصد از تجارت جهانی از طریق آن عبور می‌کند و روزانه شش میلیون بشکه نفت از طریق باب‌المندب و کانال سوئز به اروپا و آمریکا ترانزیت می‌شود.
هیچ جایگزینی برای خط لوله نفت، گاز و کود شیمیایی که از تنگه هرمز میان ایران و عمان عبور می‌کند و خلیج فارس و دریای عرب را به اقیانوس هند، سپس از طریق تنگه باب‌المندب (تحت کنترل حوثی‌ها) و در نهایت از طریق کانال سوئز متصل می‌کند، وجود ندارد. مسیر دماغه امید نیک ممکن است جایگزینی برای باب‌المندب باشد، اما زمان و هزینه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد، به‌ویژه با توجه به افزایش قیمت سوخت. این امر آن را به نقطه‌ای استراتژیک برای اعمال فشار تحت کنترل حوثی‌ها علیه متحدان آمریکا در نیمکره شمالی تبدیل می‌کند.
تهدید کانال سوئز
به گل نشستن کشتی غول‌پیکر «اورگیون» در کانال سوئز در مارس ۲۰۲۱ که به مدت یک هفته کشتیرانی جهانی را مختل کرد، اهمیت این کانال را برای مصر و تجارت جهانی برجسته کرد. تخمین‌ها از زیان‌های تجارت جهانی ناشی از بسته شدن کانال حدود ۷۰ میلیارد دلار بود، در حالی که مصر ۱۰۰ میلیون دلار از هزینه‌های ترانزیت ضرر کرد.
کانال سوئز پس از جنگ اکتبر ۲۰۲۳ به‌شدت تحت تأثیر محاصره تنگه باب‌المندب توسط حوثی‌ها برای حمایت از غزه قرار گرفت. پس از آتش‌بس میان حماس و ارتش اسرائیل در پایان سال گذشته، بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر، میزان خساراتی را که مصر به دلیل بسته شدن تنگه باب‌المندب و توقف ترافیک کانال سوئز متحمل شده، فاش کرد. او اعلام کرد که مصر از زمان آغاز حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها در دریای سرخ، بیش از ۹ میلیارد دلار خسارت دیده است. پیش از این، ۷۵ کشتی در هر دو جهت از کانال عبور می‌کردند، اما به دلیل حملات حوثی‌ها، این تعداد به ۲۵ کشتی کاهش یافته است.
مسیر باب‌المندب ـ کانال سوئز دو سوم مسافت و زمان سفر را برای تجارت بین شرق و غرب کاهش می‌دهد و جایگزینی برای مسیر دماغه امید نیک است. این مسیر ۵۰ درصد در مصرف سوخت صرفه‌جویی می‌کند و آبراهی حیاتی برای بیش از یک‌دهم تجارت جهانی، از جمله یک‌سوم تجارت نفت جهان، به شمار می‌رود. سالانه حدود ۲۲ هزار کشتی از این مسیر عبور می‌کنند. یک‌سوم کشتی‌های کانتینری جهان از کانال سوئز عبور می‌کنند که همچنان مهم‌ترین و کوتاه‌ترین مسیر دریایی برای حمل کالا از آسیا و خلیج فارس به اروپا و آمریکای شمالی است.
هدف قرار گرفتن این آبراه توسط حوثی‌ها، کشتی‌های کانتینری را مجبور می‌کند مسیر طولانی‌تر و ۴۰ درصد گران‌تر دماغه امید نیک را طی کنند؛ مسیری که زمان حمل‌ونقل را دو تا چهار هفته افزایش می‌دهد.
حق بیمه خطر جنگ در دریای سرخ برای هر کشتی تا یک میلیون دلار افزایش یافته است. تغییر مسیر کشتی‌ها از کانال سوئز، مصرف سوخت را برای سفرهای رفت‌وبرگشت بین آسیا و شمال اروپا تا یک میلیون دلار افزایش می‌دهد. این امر باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در اروپا و آمریکا می‌شود و موج‌های جدیدی از تورم مشابه سال ۲۰۲۰ ـ ناشی از اختلال در زنجیره‌های حمل‌ونقل دریایی در دوران همه‌گیری کرونا ـ ایجاد می‌کند. این وضعیت بار سنگینی بر بودجه خانوارها و دولت‌ها تحمیل می‌کند و بانک‌های مرکزی ممکن است برای مقابله با تورم پیش‌بینی‌شده، دوباره نرخ بهره را افزایش دهند. این امر احتمالاً منجر به کاهش پروژه‌های سرمایه‌گذاری و افزایش بیکاری و فقر در سراسر جهان خواهد شد.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.