اگر تغییری در وضعیت کنونی جهان رخ داده است، این انتصاب یکجانبه دونالد ترامپ از خود به عنوان رهبر یک جناح تروریستی است که در خور عصر جهانی شدن و روابط شدید بین المللی آن است. او رئیس یک سازمان تروریستی سکولار بر پایه نهادهای دولتی آمریکا است که در زمان مدرن و معاصر ما سابقه بزرگی دارند.
دونالد ترامپ پس از آنکه به تمام دنیا اطمینان داد که رهبر نقض و نقض اوضاع بین المللی و حتی آمریکایی در داخل، در حال تثبیت خود به عنوان رهبر بزرگترین سازمان تروریستی جهان است، در، اما نه به شکلی که سازمانهای تروریستی در سایر نقاط جهان، بر اساس توصیف آمریکا و غرب، ظهور کردند، چنین نیست، زیرا آنها در واقع سازمان های تروریستی هستند که مبارزه مسلحانه را به عنوان بهترین راه برای دستیابی به استقلال، آزادی و ایجاد دموکراسی در سرزمین های خود به دور از انحصار آمریکا و غرب التماس کرده اند.
در واقع هیچ سازمان انقلابی مسلح یا غیرنظامی وجود ندارد که خود را به عنوان یک سازمان تروریستی ببیند، زیرا تروریسم نه مقاومت است و نه مبارزه مشروع، زیرا همه آنچه گروه های تروریستی نامیده می شد، با حاکمیت مشروع و حاکمیت ملی به پایان رسید، نه با انقلابهای الجزایر، ویتنام و آفریقای جنوبی آغاز شد و نه با انقلاب اخیر سوریه به رهبری احمد الشراع، معروف به رهبر الجولانی در جریان مبارزه با رژیم اسد، ترامپ او را به شیوهای خام ستایش کرد که نشاندهنده تمسخر واقعی موضوع سازمانهای تروریستی است، همانطور که آمریکا و همتایانش با بیشترین اقتدار غربی مینگرند. بنابراین، یا باید موضوع را درک کنیم، ترامپ به دنبال گام های سازمان هایی بود که تروریستی توصیف شدند تا به خط مقدم نردبان تروریسم بین المللی صعود کند، وضعیت جدیدی که ترامپ برای آن ترتیب می دهد، به عنوان بهترین راه برای کنترل جهان، انحصار آن و غارت ثروت آن. صحنه ای که ترامپ ارائه می دهد و برای کنترل آن تلاش می کند این است که خروج آشکار او از نهادهای بین المللی بیانگر خروج از مشروعیت بین المللی است. او به کشور ایران حمله کرد که به تمام میثاق ها و توافقاتش با همه نهادهای بین المللی احترام می گذاشت و به خود زحمت نمی داد نه از کنگره آمریکا و نه از شورای امنیت سازمان ملل مجوز بگیرد، ناگفته نماند که اکثریت مردم آمریکا از شرکت در این جنگ احمقانه امتناع می ورزند که بیانگر این است که هر کسی که آن را رهبری کند رهبر باندی است که شورش، نارضایتی، عهدشکنی و پیمان شکنی را پذیرفته و کاری را انجام داده است که گذشتگان انجام نداده اند، هر سازمان تروریستی نهادی جهانی خود را با قدرت باشگاه امپریالیستی عمیق آمریکا، که دونالد ترامپ یکی از اربابان و پدرخوانده های آن است، بر اساس اسناد اپستین جزیره شیطان، تقویت می کند.
صحنه ای که ترامپ ارائه می دهد و برای کنترل آن تلاش می کند این است که خروج آشکار او از نهادهای بین المللی بیانگر خروج از مشروعیت بین المللی است.
رئیس جمهور آمریکا می خواست قدرت را در آمریکا به دست بگیرد، نه به عنوان رئیس جمهور یک ابرقدرت، بلکه به عنوان یک گروه تروریستی که برای قدرت، تسلط و کنترل بر توانایی های خود تکیه دارد و قوانین کشور ملی یا قوانین بین المللی را رعایت نمی کند. مورد نیاز دادگاه های آمریکایی در داخل و نهادهای قانونی آنها است و پر از دادگاه های بین المللی نیست، او به آن اندازه که همیشه برای هر کسی که سعی کند به هوسهای او و اعمال موجودیت سرکش مطلق اسرائیلی و تحت الحمایه باشگاه عمیق امپریالیستی اعتراض کند، مجازات زیادی برای آن قائل نیست. همه چیز روشن شده است که رئیس جمهور آمریکا فاسد است نه تنها در سیاست، بزرگترین نگرانی او این است که آمریکا روند تولد تروریسم« را در خاورمیانه به شکلی که سازمان » القاعده به دلیل سیاست آمریکا در افغانستان ظاهر شد، تکرار نخواهد کرد، سپس سازمان «ISIS» به دلیل جنگ جهانی علیه تروریسم خیالی پس از یک روز به یاد ماندنی در زندگی آمریکا و آمریکایی ها و منظور ما 11 سپتامبر 2001 است.
در چارچوب این فضای تروریسم و الزامات آن، پرزیدنت ترامپ بدون قدردانی از پیامدها و پیامدهای ادعای یک سازمان بین المللی مستقر که از طریق آن جهان را تمرین و سیاسی می کند و این بار از طریق تروریسم واقعی، فکر و عمل می کند، زیرا حزبی که دیگران را تروریست توصیف میکرد، ویژگی تروریسم را برای خود در انحصار خود درآورد، و در صحنه ای که همه سازمانهایی را که در تلاش برای رقابت با ترامپ هستند، رهبری کرد، کسی که سازمان گولانی را به عنوان آخرین سازمان مسلح برای مقاومت در برابر یک دولت اقتدارگرا تایید کرد، بنابراین در حق خود به «terrorism» منحصر به فرد است، که امروزه کسی را ندارد که آن را تروریسم توصیف کند.
ترامپ معتقد است که اجرای نهادهای بین المللی، همانطور که او انجام داد، برای تقویت سازمان تروریستی او کافی است، سازمانی که هیچ کس آن را محکوم نمی کند، نه از نظر قانونی در داخل آمریکا و نه در خارج، منظور ما نهادها و ارگانهای بینالمللی است. برعکس، این سیاست تروریسم نهادی بینالمللی است که به گسترش پدیده نقض و سوء استفاده، عدم به رسمیت شناختن مشروعیت، فقدان عدالت و حقوق و فرار کامل از کنترلها و شرایط کمک میکند. کاری که اسرائیل انجام می دهد، مدل کلان نگر دوران تروریسم مطلق که نمی تواند در یک وضعیت عادی و طبیعی که مشروعیت داخلی و خارجی را در نظر بگیرد، زندگی کند. رئیس جمهور آمریکا در اقدامی هولناک می خواهد برای اولین بار در تاریخ بشریت رهبر یک باند تروریستی به تمام معنا شود، زیرا از اقتدار سیاسی آمریکا به تروریسم رسیده است، که او آن را زیر پا گذاشت و شروع به اعمال سیاستی کاملاً مغایر با آنچه در نیمه دوم قرن بیستم، لحظه پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی شگفت انگیز بر نازیسم و فاشیسم حاکم بود، کرد، سپس سازمان ملل متحد را تأسیس کنید که برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ جهانی ویرانگر و حفاظت از صلح و امنیت در سراسر جهان تلاش خواهد کرد. در غیر این صورت، ترامپ شروع به طراحی ذهن فاشیستی کرد و از آن برای تمرین سیاست داخلی و بین المللی به طور یکسان استفاده کرد و خود را فریب داد تا باور کند که او یک موسولینی جدید است که در جزئیات اعمال و حرکات خود از او تقلید کرده است.
مصاحبه بین نهاد جنایتکار اسرائیل و سیاست آمریکا در دوران ترامپ فقط توضیح تقریبی از وضعیت بین المللی نیست، در آخرین تحولات آن به دست آمریکا و اسرائیل. دومی را غیر قانونی کاشتند، و زمینی در اختیارش گذاشت که نه مال او بود و نه کسی که به او اعطا کرده بود، از طریق استعمار به وضع نهادها رسید، نه مقاومت در برابر استعمار، مشابه جنبشهای استقلالطلبی که منجر به آزادی و ساختن نهادهای سیاسی مدرن شد و مشروعیت ملی و بینالمللی را برآورده کرد. در حالی که در مورد آمریکا، طبق کاری که پرزیدنت ترامپ انجام میدهد، یک نظام سیاسی نابهنجار را پایهگذاری کرده است که برجستهترین ویژگیهای آن تروریسم مطلق است زیرا از نهادهای دولت آمریکا استفاده میکند و آنها را برای اهداف و هوسهای مالی خود مهار میکند.
در پایان، ما باید تاریخ موجودیت عبری و ویرانی، ویرانی، سقوط اخلاقی و فساد مالی ناشی از آن را به یاد بیاوریم که قوی ترین مظاهر آن را امروز تجربه می کنیم. از سوی دیگر، ما سعی داریم تصور کنیم که سیاست آمریکا، به سبک تروریستی جدیدش، در جهان، نه در طول دههها از زمان معاصر، بلکه تنها در طول سالها از ابرزمان، چگونه خواهد بود.. فروپاشی بزرگی حتمی رخ خواهد داد که نمودها و صحنه های آن را نمی توانیم تصور کنیم. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شاید سبک ترین و مهربان ترین صحنه ها باشد. به طور خلاصه، آمریکا پس از اینکه تروریسم را ایجاد کرد یا آن را در رسانه ها به عنوان تروریسم به بازار عرضه کرد، امروز در دوران ترامپ به قدرتمندترین رهبر جناح تروریستی در جهان تبدیل شده است.
نویسنده الجزایری
منبع القدس العربی
نصراله نجات بخش
پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.
- 1405/03/14